تبلیغات
عشق یعنی ...

                    عشق یعنی ...

به نام خدای عاشقی ها

عشق یعنی لافتی الا علی
عشق یعنی رهبرم سید علی


قسمت اول

اسلام عالىترین مسئله در باب تشكیل جامعهى اسلامى و نظام اسلامى و دنیاى اسلامى را در مسئلهى غدیر متجلى كرده است. امیدواریم كه ما به معناى واقعى كلمه، به دنبال مفهوم و مضمون و معناى حقیقى غدیر و ولایت باشیم؛ كه این را شما جوانها باید در ذهنتان داشته باشید و انشاءاللّه در طول زندگى دنبال كنید

 

از سال 32 تا الان كه نزدیك سال 92 هستیم - یعنى در طول حدود شصت سال - یك مبارزه بین ملت ایران از یك طرف، و دولت مستكبر آمریكا از طرف دیگر، به راه افتاده؛ تا امروز كى پیروز این میدان است؟...ملت ایران در تمام این مدت و تا امروز، پیروز این میدان عظیم است.

دلیلش این است كه اینها میخواستند انقلاب را از بین ببرند، اما انقلاب ماند؛ انقلاب نه فقط ماند، بلكه روزبهروز قوىتر شد .... ملت ایران به عنوان یك ملت پولادین، یك ملت مقاوم، یك ملت مؤمن، یك ملت بابصیرت، در دنیا معرفى شده است و در كشور، نظام اسلامى توانسته كشور را متحول كند... امروز بصیرت و آگاهى و تحلیل سیاسى و عمق در مسائل در كشور همگانى شده. ما پیش رفتیم؛ در زمینهى مادى پیش رفتیم، در زمینهى معنوى پیش رفتیم؛

آن طرف قضیه، دولتمردان آمریكا هستند؛ دولت مستكبر آمریكاست. در دنیا هیچ كس نیست كه شك داشته باشد در این كه آمریكا در این سى سال، بیش از سى رتبه از لحاظ اقتدار و وجاهت جهانى سقوط كرده... امروز هیچ دولتى در دنیا به قدر دولت آمریكا منفور نیست.

 

در یك جملهى كوتاه میشود اینجور نتیجهگیرى كرد كه قدرت آمریكا، دولت آمریكا، استكبار آمریكا كه در مقابل ملت ایران قرار گرفته بود و این مبارزهى طولانى را از سال 32 با ملت ایران شروع كرده بود - كه امسال سال 91 است - در این مبارزه، آن كه شكست خورده، همان دولت مستكبرِ متكبرِ خودبزرگبین آمریكاست؛ و آن كه پیروز شده، ملت سرافرازِ مصممِ مقتدرِ ایران است.


ادامه ی عاشقی را ببینید

 

بیانات امام خامنه ای در دیدار دانش‌آموزان‌ و دانشجویان

در آستانهى روز ملى مبارزه با استكبار جهانى

بسماللّهالرّحمنالرّحیم
امیدواریم خداوند متعال شما جوانان عزیز و نهالهاى برومند را مشمول دعاى حضرت مهدى (سلام اللّه علیه و عجّل اللّه فرجه) قرار بدهد. سرود و شعر، زیبا؛ آهنگ، زیبا و پرمغز و پرمضمون و متناسب با آن چیزى بود كه امروز جوان مسلمانِ با عزم و ارادهى ایرانى باید در دل خود، در جان خود داشته باشد. انشاءاللّه موفق باشید.
اولاً تبریك عرض كنیم عید سعید غدیر را، ولادت حضرت هادى (سلام اللّه علیه) را، و روز سیزدهم آبان را كه مظهر چهرهى مصمم ملت ایران براى رسیدن به هدفها و ایستادگى در مقابل دشمنان است. غدیر حادثهى مهمى است؛ یك حادثهى اصولى است؛ ناظر به توجه اسلام به مهمترین ركن تشكیل نظام اسلامى و جامعهى اسلامى است. یعنى مسئلهى امامت و مسئلهى ولایت و زنده نگهداشتن غدیر، به یك معنا زنده نگهداشتن اسلام است. مسئله فقط مسئلهى شیعه و معتقدین به ولایت امیرالمؤمنین (علیهالسّلام) نیست. اگر ما مردم شیعه و مدعى پیروى از امیرالمؤمنین حقیقت غدیر را درست تبیین كنیم، هم خودمان درك كنیم، هم به دیگران معرفى كنیم، خود مسئلهى غدیر میتواند وحدتآفرین باشد. بحث اعتقاد قلبى و اتصال یك نحلهى دینى و مذهبى به یك اصل اعتقادى، یك بحث است؛ شناخت مسئله، بحث دیگرى است. اسلام عالىترین مسئله در باب تشكیل جامعهى اسلامى و نظام اسلامى و دنیاى اسلامى را در مسئلهى غدیر متجلى كرده است. امیدواریم كه ما به معناى واقعى كلمه، به دنبال مفهوم و مضمون و معناى حقیقى غدیر و ولایت باشیم؛ كه این را شما جوانها باید در ذهنتان داشته باشید و انشاءاللّه در طول زندگى دنبال كنید.
در مورد مسئلهى سیزده آبان كه در ادبیات نظام اسلامى ما به عنوان مبارزهى با استكبار نام گرفته است، حرفهاى گفتنى بسیار است. مسئله فقط این نیست كه ما یك خاطرهى تاریخى را میخواهیم زنده نگه داریم یا به آن افتخار كنیم؛ مضامینى در دل این مسئله وجود دارد. شما میدانید كه سیزده آبان حامل سه حادثهى تاریخى است؛ تبعید امام در سال 43، كشتار دانشآموزان نوجوان در سال 57، و سرانجام تسخیر لانهى جاسوسى در سال 58. در هر سه حادثه، یك طرف ملت ایران است، احساسات مردم است، مظهر مبارزه یعنى امام بزرگوار است و مردم ایران؛ یك طرف قضیه هم دولت مستكبر آمریكاست. بنابراین یك مبارزهاى بین نظام جمهورى اسلامى و انقلاب اسلامى و ملت ایران با این اعتقاد از یك طرف، و دولتمردان آمریكا و حكومت مستكبر آمریكا از طرف دیگر در جریان است.
این مبارزه از كِى شروع شد؟ شما جوانها با نگاه تاریخى به مسائل كشور، باید روى این مسئله تأمل كنید. دو نكتهى اساسى در اینجا وجود دارد كه باید مورد بررسى قرار بگیرد: یكى اینكه این مبارزه از كجا شروع شد و چه مراحلى را طى كرد و به كجا رسید؟ دوم اینكه نتیجهى این مبارزه چه شد؟ بالاخره دو گروه، دو دسته، دو انسان وقتى با هم مبارزه میكنند، یكى باید پیروز باشد، یكى باید شكست بخورد. نتیجه چه شد؟ در این مبارزهى طولانى، كى پیروز شد؟ كى شكست خورد؟
در مورد سؤال اول كه مبارزه از كِى شروع شد؟ مبارزه از قبل از سال 43 شروع شد؛ یعنى از سال 32 با كودتاى 28 مرداد كه به وسیلهى آمریكائىها در ایران انجام گرفت و حكومت دكتر مصدق را سرنگون كردند. مأموران آمریكائى - كه اسم و رسم و نام و خصوصیاتشان كاملاً مشخص است، همه هم آنها را میشناسند، كتابها هم در این زمینه نوشته شده - رسماً آمدند ایران، با چمدانهاى پر از دلار، الواط و اوباش و اراذل و بعضى از سیاستمداران خودفروخته را تطمیع كردند و كودتاى 28 مرداد سال 32 را در اینجا راه انداختند و حكومت مصدق را سرنگون كردند. جالب این است كه بدانید حكومت مصدق كه به وسیلهى آمریكائىها سرنگون شد، هیچگونه خصومتى با آمریكائىها نداشت. او در مقابلهى با انگلیسىها ایستاده بود و به آمریكائىها اعتماد كرده بود؛ امیدوار بود كه آمریكائىها به او كمك كنند؛ با آنها روابط دوستانهاى داشت، به آنها اظهار علاقه میكرد، شاید اظهار كوچكى میكرد. با این دولت، آمریكائىها این كار را كردند. اینجور نبود كه دولتى كه در تهران سر كار است، یك دولت ضد آمریكائى باشد؛ نه، با آنها دوست بود؛ اما منافع استكبارى اقتضاء كرد، آمریكائىها با انگلیسها همدست شدند، پولها را برداشتند آوردند اینجا و كار خود را كردند. عنصر اصلى كودتا در تهران، یك فرد آمریكائى بود؛ اسمش هم معلوم است، شخصش هم مشخص است، بنده هم كاملاً اطلاع دارم، در كتابها هم نوشتهاند. بعد كه كودتا را به ثمر رساندند و شاه را كه فرار كرده بود، به اینجا برگرداندند، شدند همهكارهى كشور؛ یعنى زمام اختیار كشور را در دست گرفت.
تقریباً ده سال از این قضیه گذشت، حادثهى قیام مردم در پانزده خرداد و انقلاب اسلامى و مبارزات اسلامى و نهضت اسلامى پیش آمد. یعنى اینها ده سال فشار آوردند، كتك زدند، زندان كردند، اعدام كردند، هر كار خواستند در این كشور كردند؛ بالاخره یك انفجارى در ده سال بعد از این قضیه در خرداد 42 اتفاق افتاد. اینجا هم طرف قضیه اگرچه حكومت ظالم طاغوت و حكومت پهلوى بود، اما آمریكائىها پشت سر این حكومت قرار داشتند؛ آنها بودند كه آن را تقویت میكردند و به وسیلهى او بر همهى امور كشور ما مسلط شده بودند. این مبارزه ادامه پیدا كرد تا سال 43؛ آمریكائىها ناگزیر شدند مستقیماً داخل مسائل بشوند. امام بزرگوار را در سال 43 تبعید كردند. اینجا هم به حسب ظاهر، آنها توانستند حرف خودشان را پیش ببرند و به خیال خودشان ملت ایران را مغلوب كنند؛ اما ملت ایران مغلوب نشد.
بعد از سال 43 كه حكومت مطلقهى محمدرضا پهلوى به پشتیبانى آمریكائىها در كشور هزاران فاجعه آفرید و آمریكائىها هم هرچه توانستند، به غارت و چپاول و توسعهطلبى و تجاوز در ایران ادامه دادند؛ دهها هزار مستشارشان در ایران بردند، خوردند، پول گرفتند، شكنجه تعلیم دادند، هزاران جنایت در ایران كردند، بالاخره در سال 56 و دنبالهاش سال 57 این حركت عظیم ملت ایران به رهبرى امام بزرگوار شروع شد. این دفعه، این مبارزه دیگر مبارزهاى نبود كه امید پیروزى براى دشمن وجود داشته باشد. ملت ایستاد، مقاومت كرد، فداكارى كرد؛ مردانش، زنانش، حتّى دانشآموزانش در خیابانها كشته شدند؛ اما سرانجام در سال 1357 ملت ایران پیروز شد. یعنى در این مبارزهى طولانى از سال 32 تا سال 57 - در طول مدت بیست و پنج سال مبارزه - بالاخره آن كه پیروز میدان شد، ملت ایران بود. انقلاب اسلامى پیروز شد، حكومت متكى به آمریكا سرنگون شد، حكومت پادشاهىِ طولانىمدتِ استبدادىِ خبیثِ فاسدِ وابسته نابود شد و حكومت ملت ایران، حكومت انقلاب و نظام اسلامى بر سر كار آمد.
از روز اول آمریكائىها شروع كردند به معارضه، به اخلال در كارها؛ مركز اخلال و مركز همهى توطئهها هم همین لانهى جاسوسى، یعنى سفارت آمریكا در تهران بود. ارتباط بگیرند، تهدید كنند، تطمیع كنند، قرار مدار بگذارند، انسانهاى ضعیف را به خودشان جذب كنند، براى اینكه شاید بتوانند كارى انجام دهند؛ لیكن در سیزده آبان سال 58 دانشجوها به عنوان زبدهترین قشر مبارز ملت ایران، حركت تسخیر لانهى جاسوسى را انجام دادند. اینجا یك بار دیگر آمریكا در توطئههاى خود در مقابل ملت ایران شكست خورد.
سلسلهى شكستهاى آمریكا ادامه پیدا كرد. در طول این سى و سه چهار سال - یعنى از سال 57 تا امروز - آمریكا به طور دائم در حال اخلال كردن است، براى اینكه شكست سال 57 را جبران كند. این شكست فقط شكست آمریكا در ایران نبود كه بگوئیم یك رژیم وابستهى به آمریكا در ایران از بین رفت و آمریكائىها را بیرون كردند، دستشان را قطع كردند؛ این شكست آمریكا در منطقه بود. امروز مردم این شكست را دارند مىبینند؛ با حوادث مصر، حوادث تونس، حوادث شمال آفریقا، حوادث این منطقهى عظیم عربى، با نفرتى كه ملتها نسبت به آمریكائىها پیدا كردهاند. آن روز كسى از آحاد مردم نمیتوانست با دقت این را ببیند؛ اما تئوریسینهاى سیاسىِ آمریكائى میفهمیدند كه این انقلاب اگر بماند، اگر ریشه بدواند، اگر از خود بار و برگ صحیح و چشمگیرى نشان بدهد، این حوادث پیش خواهد آمد. لذا هرچه در توان داشتند، تا امروز علیه انقلاب به كار بردهاند.
خب، حالا بعد از این مدت مبارزه، كى در این میدان پیروز شده؟ این خیلى مسئلهى مهمى است. از سال 32 تا الان كه نزدیك سال 92 هستیم - یعنى در طول حدود شصت سال - یك مبارزه بین ملت ایران از یك طرف، و دولت مستكبر آمریكا از طرف دیگر، به راه افتاده؛ این چیز كوچكى نیست، این خیلى حادثهى مهمى است. تا امروز كى پیروز این میدان است؟ این در خور تأمل است. وقتى ما فهمیدیم كه در اینجا آن كه پیروز شده است، اراده و تصمیم قاطع یك ملت همراه با ایمان و توكل به خداست، این درسى میشود براى همهى ملتها؛ این یك اصلى میشود در همهى تحولات تاریخى؛ فلسفهى جدید تاریخ، مبتنى بر اصول اسلامى، با نگاه كردن به این حادثه، به بار مىنشیند، تدوین میشود و مورد قبول همه قرار میگیرد؛ و این واقعیت اتفاق افتاده است؛ یعنى ملت ایران در تمام این مدت و تا امروز، پیروز این میدان عظیم است. به چه دلیل؟ به طرف ایران نگاه كنید؛ دلیلش این است كه اینها میخواستند انقلاب را از بین ببرند، اما انقلاب ماند؛ انقلاب نه فقط ماند، بلكه روزبهروز قوىتر شد. امروز نسل جوان ما كه در زمان انقلاب نبوده است، در دورهى جنگ تحمیلى نبوده است، امام را ندیده است، با همان انگیزه و با همان عزم و تصمیمى درس میخواند، كار میكند، زندگى میكند و نفس میكشد كه جوان دوران انقلاب با آن عزم و تصمیم، انقلاب را به وجود آورد. اینها نشانههاى بارز زنده بودن انقلاب است.
علاوهى بر همهى اینها، نظام اسلامى را ملاحظه كنید؛ نظام اسلامى استحكام پیدا كرد، ریشه دوانید، حرف خودش را به دنیا منتقل كرد، ملتها را در مقابل عظمت خود وادار به اذعان و اعتراف كرد، خود را در چشم ملتهاى مسلمان و غیر مسلمان بزرگ كرد. امام بزرگوار ما حتّى در چشم دشمنان خود، یك شخصیت عظیم و عالیرتبه است. ملت ایران به عنوان یك ملت پولادین، یك ملت مقاوم، یك ملت مؤمن، یك ملت بابصیرت، در دنیا معرفى شده است و در كشور، نظام اسلامى توانسته كشور را متحول كند.
ایرانى كه امروز شما مىبینید، ایرانِ دوران قبل از انقلاب نیست. ایرانِ دوران قبل از انقلاب، یك كشورِ عقبمانده بود؛ یك كشورِ فراموش شده بود؛ یك ملتِ بىابتكار بود. با این همه استعداد، با این همه مواریث تاریخى، با این فرهنگ غنى، این ملت هیچ بروز و ظهورى نه در صحنهى علم دنیا داشت، نه در صحنهى سیاست دنیا داشت، نه در صحنهى فناورى دنیا داشت، نه حرف نوئى براى دنیا داشت، نه ابتكارى در زمینهى مسائل منطقه و مسائل دنیا داشت؛ تابع محض بود. در داخل كشور، بجز یك مناطق معدودى كه مورد توجه مسئولان و سردمداران رژیم بود، بقیهى مناطق كشور دچار ویرانى و دچار ناآبادانى بود. امروز از یك گوشهى كشور یك خبر نابسامان میرسد، همه حساس میشوند. آن روز اغلب نقاط كشور، آنجورى بود؛ نابسامان بود، مردم زندگى نداشتند، آب نداشتند، برق نداشتند، جاده نداشتند، از وسائل زندگى برخوردار نبودند. آنهائى كه میدانستند، با حسرت نگاه میكردند؛ بسیارى هم اصلاً نمیدانستند چه خبر است؛ در نكبت زندگى میكردند. ایرانِ امروز این پیشرفتها را دارد؛ این كارها، این ابتكارات، این بروز جوانها در میدان علم و سازندگى و حضور قوى در همهى بخشها. این حرفها آن زمان وجود نداشت. كشور پیش رفته؛ این پیروزى است. انقلاب زنده ماند، نظام روزبهروز بارورتر و ریشهدارتر شد، ملت روزبهروز آگاهىاش بیشتر شد. آن مقدارى كه امروز شما جوانهاى دبیرستانى و نوجوانهاى دوران تحصیل، از مسائل دنیا میفهمید، سرتان میشود، تحلیل میكنید، آن روز خیلى از روشنفكرها این مقدار نمیفهمیدند؛ این مقدار برایشان قابل فهم نبود. امروز بصیرت و آگاهى و تحلیل سیاسى و عمق در مسائل در كشور همگانى شده. ما پیش رفتیم؛ در زمینهى مادى پیش رفتیم، در زمینهى معنوى پیش رفتیم؛ این توجهات معنوى، این حضور در عرصههاى معنوى. دیدید در هفتهى گذشته در سرتاسر كشور مراسم دعاى عرفه چه خبر بود. چه كسانى در مراسم دعاى عرفه بودند؟ همه جوان. ایام اعتكاف یك جور، ماه رمضان یك جور، ایام محرم یك جور، عزادارى یك جور، شادى یك جور. آن عرصهى علم، این عرصهى مذهب، آن عرصهى سیاست و بصیرت.

 





نوشته شده در تاریخ شنبه 27 آبان 1391 توسط صبورا .
طبقه بندی: صدای سخن عشق (بیانات، پیام ها و ...) 


پونیشا :: نیروی کار مجازی