تبلیغات
عشق یعنی ...

                    عشق یعنی ...

به نام خدای عاشقی ها

عشق یعنی لافتی الا علی
عشق یعنی رهبرم سید علی


قسمت دوم

چالشهاى ما با استكبار جهانى تمام كه نشده است - تمام هم نخواهد شد، عیبى هم ندارد - چالش و زورآزمائى، براى یك ملت ورزش است و او را روزبهروز قوىتر میكند... لیكن باید مراقب بود، فهمید كه چالش هست، فهمید كه حریف چه كار میخواهد بكند، فهمید كه راه مقابلهى با حریف چیست. اگر اینها را نفهمیدیم، اگر دچار نفهمى شدیم، اگر دچار راحتطلبى شدیم، اگر از بیّنات و واضحات غفلت كردیم، شكست میخوریم؛

 

یكى از كارهاى اساسى ما، حفظ این اراده و عزمِ معطوف به اطاعت از پروردگار عالم است؛ این شرط اول است. یكىاش اتحاد ماست، یكىاش تلاش ماست

 

یكى از راهها، ایجاد وحدت است. اختلافات مضر است. هم اختلافات بین مسئولین مضر است؛ هم بدتر از آن، كشاندن اختلاف میان مردم مضر است. این را من به مسئولین، به رؤساى محترم هشدار میدهم

 

آنها هى دنبال اینند كه یك كارى پیدا كنند. یكى از كارهاى مهم آنها این است كه با روشهاى موذیانه و موریانهوار، بین ما اختلاف بیندازند؛ این جزو كارهاى رائج اینهاست... ما باید حواسمان جمع باشد. باید اختلافات به حداقل برسد.
البته اختلاف نظر، فراوان است؛ هیچ اشكالى هم ندارد - دو نفر مسئولند، رفیقند، اختلاف نظر هم دارند؛ همیشه هم بوده است - اما اختلاف نظر نباید به اختلاف در عمل و اختلاف در برخوردهاى گوناگون، به اختلاف علنى، به گریبانگیرى، به مچگیرى در مقابل چشم مردم منتهى شود

 

. از امروز تا روز انتخابات، هر كسى احساسات مردم را در جهت ایجاد اختلاف به كار بگیرد، قطعاً به كشور خیانت كرده.


ادامه ی عاشقی را ببینید

كشور به رغم دشمن، از همهى ابعاد پیشرفت كرد و آباد شد. كشورى كه قرنهاى متمادى به حكومت فردى عادت كرده بود، به حكومت استبدادى عادت كرده بود، یكى از بهترین مردمسالارىها در این كشور رشد پیدا كرد؛ در حضور هنگام انتخابات، در حضور در مسائل عمومى و مشاركتهاى عمومى. این همان انقلابى است كه آمریكائىها میخواستند نباشد، میخواستند نابود شود، میخواستند ضعیف شود، به خودشان وعده میدادند كه تا چند ماه دیگر از بین خواهد رفت. آمریكائىها به این نوكرهاى مستبدِ منطقهاىشان هى دلخوشى میدادند كه تا چند وقت دیگر صبر كنید، انقلاب از بین میرود و نابود میشود! انقلاب روزبهروز بحمداللّه رشد كرده. این، این طرف قضیه است.
آن طرف قضیه، دولتمردان آمریكا هستند؛ دولت مستكبر آمریكاست. در دنیا هیچ كس نیست كه شك داشته باشد در این كه آمریكا در این سى سال، بیش از سى رتبه از لحاظ اقتدار و وجاهت جهانى سقوط كرده؛ همه این را مىبینند و میدانند؛ خود آمریكائىها هم به همین اقرار میكنند. همین سیاستمداران قدیمىِ كهنهكارِ آمریكائى، دولتها و دولتمردان فعلى را - كه باید گفت دولتمردان و دولتزنان (!) فعلى را - مسخره میكنند كه شما آمریكا را از آنجا رساندید به اینجا. راست هم میگویند؛ آمریكا سقوط كرده. امروز هیچ دولتى در دنیا به قدر دولت آمریكا منفور نیست. اگر امروز دولتهاى منطقهى ما و دولتهاى دیگر جرأت كنند و یك روزى را به عنوان روز برائت و نفرت از دولت آمریكا معین كنند و به مردم بگویند در این روز بیائید راهپیمائى كنید، بزرگترین راهپیمائى تاریخ در دنیا اتفاق خواهد افتاد! این از موقعیت آبروئى آمریكا.
از لحاظ موقعیت منطقى و فكرى آمریكا: بالاخره یك دولت و یك ملت متكى است به آن فكر و منطقى كه ارائه میدهد. ملتها فقط با پول كه در دنیا اعتبار پیدا نمیكنند؛ باید فكر و منطقى وجود داشته باشد. آمریكائىها میگفتند ما یك اصولى داریم - به قول خودشان - ارزشهائى داریم؛ ارزشهاى آمریكائى. براى این اصول و ارزشها، در دنیا هى سر و صدا میكردند. امروز نگاه كنید ببینید وضعیت ارزشهاى آمریكائى به كجا رسیده.
ادعا میكردند با تروریسم مخالفیم؛ امروز در منطقهى ما و در بسیارى از نقاط دنیا با تروریستها همپیمان میشوند، با تروریستها میروند مىنشینند و قرار مدار میگذارند، پول میدهند، اسلحه میدهند كه بروند كارهاى تروریستى انجام دهند! گروه منافقین را كه خودشان به ترور هزاران نفر در كشور اعتراف كردند، زیر چتر حمایت قرار میدهند؛ به قول خودشان از لیست سیاهِ خودشان خارج میكنند!
ادعا میكنند طرفدار دموكراسىاند؛ میگویند ما دنبال مردمسالارى و دموكراسى و حق رأى مردم هستیم؛ اما از مستبدترین و دیكتاتورترین حكام دنیا و منطقه با همهى وجود دارند حمایت میكنند! این را همه دارند مىبینند؛ این كه دیگر پوشیده نیست. سقوط ارزشها این است. دولتى مدعى است كه طرفدار حقوق بشر است، طرفدار دموكراسى است، در عین حال بیشترین حمایت او و بیشترین كمك او به دولتهائى است كه از دموكراسى بوئى نبردهاند!
ادعا میكنند طرفدار حقوق بشرند - یكى از ارزشهاى آمریكائى كه هى رویش سر و صدا میكردند، این است دیگر - پرچم حقوق بشر را اینها در دست گرفتهاند؛ اما بدترین كارهاى ضد حقوق بشرى دارد زیر چتر حمایت آمریكا اتفاق مىافتد و اینها نه فقط مقابله نمیكنند، بلكه حمایت میكنند! شصت و پنج سال است كه حقوق ملت فلسطین دارد به طور علنى و آشكار به وسیلهى این بىعارها و الواطهاى صهیونیست در فلسطین اشغالى پامال میشود؛ آمریكائىها حتّى اخم هم نمیكنند، بلكه حمایت هم میكنند، كمك هم میكنند!
ادعا میكنند ما طرفدار ملتها هستیم؛ اما هر جائى كه ملتها یك حركت آزادیخواهانهاى، اصلاحطلبانهاى، حركت انقلابىاى بر علیه بدى انجام دهند، اینها نقطهى مقابل ملتها مىایستند!
ادعا میكنند كه ثروتمندترین ملت دنیا و دولت دنیا هستند - البته كشور آمریكا كشور ثروتمندى است؛ امكانات طبیعى، زیرزمینى، روى زمینى، همه چیز دارد - اما اینها كار ملت آمریكا را به جائى رساندهاند كه امروز مقروضترین دولت دنیا آمریكاست؛ قروض او، بدهكارىهاى او به اندازهى تولید ناخالص ملى اوست! براى یك كشور، از این بدتر و بالاتر، فضاحتى نیست.
ادعا میكنند طرفدار آزادى هستند؛ اما هیچ كشورى در دنیا به قدر آمریكا، به نسبت جمعیت، زندانى ندارد! نزدیك سیصد میلیون جمعیت دارند؛ اما نسبت زندانىهاى آنها به این جمعیت، از نسبت زندانىهاى همهى كشورهاى دنیا به جمعیتشان بیشتر است. در كنار این مسئله، دادگاههاى فرمایشى و دادگاههاى دروغین هم وجود دارد. البته در فیلمهاى سینمائى و فیلمهاى تلویزیونى، نمایشهاى گوناگونى میدهند؛ دادگاه با آداب و تشریفات؛ خب، اینها هالیوود است؛ اینها بازى ستارهها و بازى هنرپیشهها است؛ واقعیت غیر از این است.
ادعا میكنند كه ملتشان ملت سرافرازى است. امروز دولتهاى آمریكا ملت خود را ذلیل كردهاند، گمراه كردهاند؛ همان طور كه قرآن دربارهى فرعون میفرماید«و اضلّ فرعون قومه و ما هدى».(1) مردمِ خودشان را گمراه كردند؛ نمیگذارند از حقایق مطلع شوند. این حركت 99 درصدى و حركت ضد وال استریت كه در آمریكا راه افتاده، با توجه به این است كه مردم آمریكا از بسیارى از حقایق مطلع نیستند؛ اگر مطلع باشند، این حركت شاید ده برابر شدیدتر شود. مردمِ خودشان را در اسارت صهیونیستها قرار دادهاند. این ننگ نیست براى یك دولت كه نامزدهاى ریاست جمهورىاش در مبارزات و مباحثات انتخاباتى جورى حرف بزنند كه دل صهیونیستها را شاد كنند؛ نوكرى و اطاعت خودشان از آنها را اثبات كنند؟! اینكه شما مىبینید در مجادلات انتخاباتى كه دو نامزد فعلى آمریكا دارند، هر كدام سعى میكنند نسبت به جامعهى یهود فلسطینى و جامعهى صهیونیستها و سرمایهدارهاى اسرائیلى بیشتر اظهار اطاعت كنند، براى خاطر این است كه اسیر آنهایند. دولتمردانى با یك چنین كشور بزرگى، با یك چنین پیشرفت علمىاى، ملت خودشان را اسیر یك مشت صهیونیست كردهاند!
ببینید، اینها همهاش عقبرفت است. نتیجهى این عقبرفتها چیست؟ نتیجهى این عقبرفتها این است كه در دنیا آبرو ندارند؛ روزبهروز دامنهى نفوذ آنها در دنیا محدودتر میشود؛ در جنگهاى عمده شكست میخورند. آمریكائىها در عراق به مقصود خودشان نرسیدند و شكست خوردند؛ در افغانستان همین جور؛ در جنگ علیه مقاومت در لبنان - كه صهیونیستهاى متصل به آنها راه انداختند - همین جور؛ در مقابلهى با ملتهاى شمال آفریقا همین جور؛ در همه جا شكست خوردند.
البته در این زمینهها خیلى حرف هست؛ اگر انسان بخواهد همهى جوانب قضیه را بگوید، شاید ساعتها به طول بینجامد؛ اما در یك جملهى كوتاه میشود اینجور نتیجهگیرى كرد كه قدرت آمریكا، دولت آمریكا، استكبار آمریكا كه در مقابل ملت ایران قرار گرفته بود و این مبارزهى طولانى را از سال 32 با ملت ایران شروع كرده بود - كه امسال سال 91 است - در این مبارزه، آن كه شكست خورده، همان دولت مستكبرِ متكبرِ خودبزرگبین آمریكاست؛ و آن كه پیروز شده، ملت سرافرازِ مصممِ مقتدرِ ایران است.
خب، نتیجه چه؟ نمیخواهیم كه رجز بخوانیم، نمیخواهیم كه حماسهسرائى كنیم؛ میخواهیم یاد بگیریم، میخواهیم درس بگیریم؛ میخواهیم از حقایق و واقعیات عالم، به بركت هدایت اسلامى، راهمان را پیدا كنیم. درس این است كه وقتى یك ملتى عازم و مصمم ایستاد و مقاومت كرد و از درون جوشید و به خداى بزرگ اتكال كرد و در میدان مبارزه، از جان و مال و آبرو دریغ نكرد، ولو آن ملت به قدر حریف پول ندارد، به قدر حریف سلاح ندارد، به قدر حریف پیشرفت علمى نداشته است، جمعیتش نسبت به حریف كم است، یكصدم حریف رسانه ندارد، این ملت در بزرگترین مبارزات و سختترین مبارزات، پیروز خواهد شد.
چالشهاى ما با استكبار جهانى تمام كه نشده است - تمام هم نخواهد شد، عیبى هم ندارد - چالش و زورآزمائى، براى یك ملت ورزش است و او را روزبهروز قوىتر میكند؛ ما با این چالشها قوى میشویم؛ لیكن باید مراقب بود، فهمید كه چالش هست، فهمید كه حریف چه كار میخواهد بكند، فهمید كه راه مقابلهى با حریف چیست. اگر اینها را نفهمیدیم، اگر دچار نفهمى شدیم، اگر دچار راحتطلبى شدیم، اگر از بیّنات و واضحات غفلت كردیم، شكست میخوریم؛ خدا كه با كسى خویشاوندى ندارد. اگر ایستادید - همچنان كه تا امروز ایستادهاید - و متكى به خدا و دین خدا بودید، قطعاً پیروز میشوید؛ اما اگر ما نایستیم، اگر به شرائط لازمِ یك مبارزهى با این عظمت توجه نكنیم، خب معلوم است كه خداى متعال به ملتهاى تنبل، به ملتهاى سرگرم مسائل حقیر، توجهى نمیكند. لطف خدا، عنایت خدا، پشتیبانى خدا شامل ملتهائى میشود كه بایستند، بفهمند، بصیرت داشته باشند، تشخیص بدهند، حركت كنند.
یكى از كارهاى اساسى ما، حفظ این اراده و عزمِ معطوف به اطاعت از پروردگار عالم است؛ این شرط اول است. یكىاش اتحاد ماست، یكىاش تلاش ماست. یكى باید تلاش كند درس بخواند، یكى باید تلاش كند تحقیق كند، یكى باید تلاش كند سازندگى كند، یكى باید تلاش ادارى بكند، یكى باید تلاش تجارى بكند، یكى باید تلاش كند براى اینكه به طور منظم و مرتب راههائى پیدا كند براى پیشرفت كشور؛ هر كسى نوعى تلاش دارد؛ همه باید تلاش كنند. وقتى همه تلاش كردند، همه كار كردند، شكوفائى سریعتر میشود، پیشرفت بیشتر میشود، پیروزى قطعىتر میشود.
یكى از راهها، ایجاد وحدت است. اختلافات مضر است. هم اختلافات بین مسئولین مضر است؛ هم بدتر از آن، كشاندن اختلاف میان مردم مضر است. این را من به مسئولین، به رؤساى محترم هشدار میدهم. من از رؤساى قوا حمایت كردم، باز هم حمایت میكنم - مسئولند، باید كمكشان كرد - اما به آنها هشدار میدهم، مراقب باشند. نه اینكه این نامهنگارىها خیلى مهم باشد؛ نه، صد تا نامه بنویسند؛ كار خودشان را بكنند، اختلافات را به میان مردم نكشانند، چیزهاى جزئى را مایهى جنجال و هیاهو و استفادهى تبلیغاتى دشمن و خوراك تبلیغاتى رادیوهاى بیگانه و تلویزیونهاى بیگانه نكنند، صد تا نامه بنویسند؛ نامه اهمیتى ندارد. مهم این است كه همهى ما بدانیم مسئولیتى داریم، همهى ما بدانیم موقعیت حساسى داریم.
امروز دشمن به خاطر حوادث شمال آفریقا، به خاطر پیشرفت علمى ایران - البته آنها میگویند پیشرفت هستهاى، لیكن دروغ میگویند؛ عمدهى مشكل آنها پیشرفت علمى شماهاست - به خاطر تأثیرى كه ملت ایران بر روى ملتهاى دیگر گذاشته است، به خاطر این بیدارى اسلامى كه پیدا شده، ناراحت و عصبانى است. دشمن احساس شكست میكند، احساس ناكامى میكند؛ لذا ناراحت است. البته ژستى كه دولتمردان و دولتزنان آمریكا میگیرند، ژست پیروز است؛ كه بله، ما چنین و چنان كردیم؛ لیكن خودشان هم میدانند، دیگران هم میدانند، محافل سیاسى و محافل مطبوعاتى دنیا هم میدانند كه قضیه چه خبر است؛ میفهمند كه دولت آمریكا در این درگیرى، در این مبارزهى كلان، در این حوادث، شكست خورده؛ خب، ناراحتند.
آنها هى دنبال اینند كه یك كارى پیدا كنند. یكى از كارهاى مهم آنها این است كه با روشهاى موذیانه و موریانهوار، بین ما اختلاف بیندازند؛ این جزو كارهاى رائج اینهاست، این كار را از قدیم انجام میدادند. البته متبحر و كارشناس كامل این كار، انگلیسىهاى خبیثند؛ آنها در زمینهى ایجاد اختلاف، از همه كارشناسترند؛ آمریكائىها پیش آنها شاگردى میكنند، از آنها یاد میگیرند! ایجاد اختلاف از راههاى نفوذ، مثل موشهاى دزد، مثل موریانه، وارد شدن و نفوذ كردن؛ اینها جزو كارهاى متعارف آنهاست. ما باید حواسمان جمع باشد. باید اختلافات به حداقل برسد.
البته اختلاف نظر، فراوان است؛ هیچ اشكالى هم ندارد - دو نفر مسئولند، رفیقند، اختلاف نظر هم دارند؛ همیشه هم بوده است - اما اختلاف نظر نباید به اختلاف در عمل و اختلاف در برخوردهاى گوناگون، به اختلاف علنى، به گریبانگیرى، به مچگیرى در مقابل چشم مردم منتهى شود؛ چون آن اختلافات آنقدر اهمیت ندارد. یك وقت یك چیزهاى مهمى است، خب مردم باید مطلع شوند؛ اما این اختلافاتى كه انسان مىبیند بین این حضرات هست، چیزهائى نیست كه اینقدر اهمیت داشته باشد كه حالا با ادعاهاى گوناگون، ما اینها را بزرگ كنیم، جلوى چشم مردم نگه داریم، به اینها اهمیت بدهیم؛ كه اهمیتى هم ندارد. اختلافات را نباید علنى كرد؛ اختلافات را نباید به مردم كشاند؛ احساسات مردم را نباید در جهت ایجاد اختلاف تحریك كرد. از امروز تا روز انتخابات، هر كسى احساسات مردم را در جهت ایجاد اختلاف به كار بگیرد، قطعاً به كشور خیانت كرده.
خوشبختانه مسئولین كشور، مسئولین زحمتكش و دلسوزى هستند؛ میخواهند براى كشور كار كنند. البته ممكن است غفلتهائى انجام بگیرد، اما نیتها انشاءاللّه نیتهائى است براى كار. امیدواریم انشاءاللّه خداى متعال بر اساس این نیتهاى خوب، به همه اجر بدهد و ملت ایران را در همه‌ى میدانها موفق كند و قطعاً انشاءاللّه خواهد كرد.
والسّلام علیكم و رحمةاللّه و بركاته

1) طه: 79





نوشته شده در تاریخ شنبه 27 آبان 1391 توسط صبورا .
طبقه بندی: صدای سخن عشق (بیانات، پیام ها و ...) 


پونیشا :: نیروی کار مجازی