تبلیغات
عشق یعنی ...

                    عشق یعنی ...

به نام خدای عاشقی ها

عشق یعنی لافتی الا علی
عشق یعنی رهبرم سید علی


قسمت اول



من وقتی به اوضاع كشور و اوضاع ملتمان نگاه میكنم، یك میدان عظیم پرچالشی را مشاهده میكنم كه ملت ایران در این میدان، به رغم دشمنان، سربلند و پیروز ظاهر شده است.

 

دشمنانی كه مایل نیستند پیشرفت و ترقی و رشد همه‌جانبه‌ی ملت ایران را ببینند، دو كار عمده در برنامه‌ی آنها وجود دارد: یكی این كه تا آنجائی كه بتوانند، مانع‌تراشی كنند كه ملت نتواند به این پیشرفتها و رشد دست پیدا كند ... كار دوم این است كه در تبلیغاتِ خودشان پیشرفتها را انكار كنند

 

عرض كردیم دشمنانی هستند. این دشمنان چه كسانی هستند؟ لانه‌ی اصلی توطئه علیه ملت ایران كجاست؟ پاسخ به این سؤال، دشوار نیست. امروز سی و چهار سال است كه هرگاه نام «دشمن» برده میشود، ذهن ملت ایران متوجه دولت آمریكا میشود

 

دشمن صهیونیستی هم هست، منتها رژیم صهیونیستی در قواره و اندازه‌ای نیست كه در صف دشمنان ملت ایران به چشم بیاید.

 

گاهی سردمداران رژیم صهیونیستی، ما را تهدید هم میكنند؛ تهدید به حمله‌ی نظامی میكنند؛ اما به‌نظرم خودشان هم میدانند، و اگر نمیدانند، بدانند كه اگر غلطی از آنها سر بزند، جمهوری اسلامی «تل‌آویو» و «حیفا» را با خاك یكسان خواهد كرد

 

خود دولت انگلیس استقلالی ندارد كه انسان او را یك دشمن مستقلی به حساب بیاورد؛ دنباله‌روِ آمریكا است.

 

آمریكائی‌ها وقتی حرف میزنند، میگویند "جامعه‌ی جهانی". اسم چندتا كشور را گذاشته‌اند «جامعه‌ی جهانی»؛ كه در رأس آنها آمریكا است، دنبال سرش هم صهیونیستها و دولت انگلیس و بعضی از دولتهای خرده‌ریز دیگر است!

 

من هفده هجده سال قبل به دولتی كه در آن زمان سر كار بود و به مسئولان گفتم كاری كنید كه ما هر وقت اراده كردیم، بتوانیم درِ چاههای نفت را ببندیم. آقایانِ به قول خودشان "تكنوكرات" لبخند انكار زدند كه مگر میشود؟! بله، میشود؛ باید دنبال كرد، باید اقدام كرد، باید برنامه‌ریزی كرد.

 

بله، تحریمها اثر گذاشت، منتها نه آن اثری را كه دشمن میخواست

 

گفتیم كه تلاشهای اینها بی‌اثر نبود؛ بله، بی‌اثر نبود، اما در كنار اثر منفی، یك اثر مثبت بزرگی هم كه مورد انتظار ما بود، اتفاق افتاد؛ یعنی تحریم موجب شد كه نیروهای درونی و ظرفیت عظیم ملت ایران فعال شود، استعدادهائی بروز كند و كارهای عظیمی تحقق پیدا كند؛


ادامه ی عاشقی را ببینید



بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحیم
الحمد ‌لله ربّ العالمین و الصّلاة و السّلام علی سیّدنا و نبیّنا و حبیب قلوبنا ابی‌القاسم المصطفی محمّد و علی ءاله الطّیبین الطّاهرین المنتجبین المعصومین سیّما بقیّة‌الله فی الأرضین. السّلام علی الصّدّیقة الطّاهرة فاطمة بنت رسول الله صلّی الله علیها و علی ابیها و بعلها و بنیها.
به همه‌ی برادران و خواهران عزیزی كه در این محفلِ گرم و پرشور حضور یافته‌اند، سلام و تبریك عرض میكنم و خدا را از اعماق دل سپاسگزارم كه فرصت عنایت كرد و مهلت داد تا یك‌ بار دیگر و یك سال دیگر و یك نوروز دیگر، در جوار بارگاه ملكوتی حضرت ابا الحسن الرّضا (علیه ءالاف التّحیّة و السّلام) در جمع شما مردم عزیز مشهد و زوار محترمی كه از اكناف كشور حضور دارند، امكان و توفیق ملاقات و دیدار پیدا كنم و با شما درباره‌ی مسائل جاری و مهم كشور سخن بگویم. از خداوند متعال مسئلت میكنیم كه دل ما را و زبان ما را هدایت فرماید و آنچه مورد رضای او است، بر قلب و زبان ما جاری شود. این هم یك توفیق بزرگی است كه در عید نوروز، در كنار شادی‌ها و زیبائی‌هائی كه در طبیعتِ نوروز وجود دارد، این فرصت، هر ساله برای ما دست میدهد كه در چنین روزی در جمع شما مردم، به مسائل كشور و ارزیابی وضع كنونی خود و نگاه به گذشته و آینده‌ی خود بپردازیم؛ با یك نگاه اجمالی، وضع دخل و خرج یكساله‌ی خودمان را در ابعاد كلان ملی بررسی كنیم، محاسبه كنیم؛ محاسبه‌ی نفس ملی، محاسبه‌ی نفس عمومی. همچنان كه در مسائل شخصی، محاسبه‌ی نفس برای ما لازم است ــ كه فرمود«حاسبوا انفسكم قبل ان تحاسبوا»؛[1] باید محاسبه‌ی كار خود و اعمال خود و حركات شخصی خود را داشته باشیم ــ محاسبه‌ی ملی هم یك كار با‌اهمیت و پرارزش است؛ خودمان را محاسبه كنیم، به خودمان نگاه كنیم؛ آنچه را كه بر ما گذشته است، بار دیگر مورد نظر قرار دهیم؛ از آن درس و عبرت بگیریم، برای آینده بهره ببریم.
برادران و خواهران عزیز توجه كنند كه ما ملت ایران، فقط خودمان نیستیم كه به مسائل خودمان نگاه میكنیم و آن را تقویم و ارزیابی میكنیم؛ كسان دیگری هم هستند كه كار ما را مورد مطالعه قرار میدهند؛ درباره‌ی مسائل ما، كارهای ما، اقدامات ما قضاوت میكنند و نظر میدهند. ملتهائی هستند كه از تجربه‌های ما استفاده میكنند، بعضِ دیگری هستند كه به مطالعه‌ی اوضاع ملت ایران اشتغال دارند؛ از پیشرفتهای ما خرسند میشوند، از موفقیتهای ما خوشحال میشوند؛ ما اگر پیروزی به دست بیاوریم، آنها احساس پیروزی میكنند؛ اگر تلخی و تلخكامی در كار ما باشد، آنها تلخكام میشوند. كسان دیگری هم در دنیا هستند كه كار ما را زیر ذره‌بین دارند، كار ما را مطالعه میكنند؛ آنها بعكس، از لغزشهای ما خوشحال میشوند، از موفقیتهای ما احساس دلتنگی میكنند، بدخواه ملت ایرانند؛ اینها هم كار ما را زیر نظر دارند. اینها عمدتاً كسانی هستند كه در طول سالهای متمادی همه چیز این كشور در اختیار آنها بوده است، بر همه‌ی امور كشور ما مسلط بودند؛ انقلاب آمده است دست اینها را كوتاه كرده؛ لذا با انقلاب بدند، با مردم انقلابی بدند، با حكومت انقلابی بدند، با نظام انقلابی دشمنند. بنابراین ما زیر نظر جامعه‌ی بزرگی از آحاد بشر هستیم؛ كار ما را نگاه میكنند، عمل ما را میسنجند.
بنابراین ما كه به عملكرد خودمان و برنامه‌ی گذشته و آینده‌ی خودمان نگاه میكنیم، نگاهمان باید واقع‌بینانه باشد؛ ارزیابی ما ارزیابی درستی باشد. بعضی از مردمِ خود ما وقتی به اوضاع كشور نگاه میكنند، فقط ضعفها را می‌بینند؛ گرانی را می‌بینند، افت تولید در برخی از واحدهای تولیدی كشور را می‌بینند، فشارهای دشمنان را می‌بینند. این نگاه، نگاه ناقصی است. بنده نگاه متفاوتی دارم. من وقتی به اوضاع كشور و اوضاع ملتمان نگاه میكنم، یك میدان عظیم پرچالشی را مشاهده میكنم كه ملت ایران در این میدان، به رغم دشمنان، سربلند و پیروز ظاهر شده است.
ضعفها هست، مشكلات هست؛ در مجموعه‌ی حوادث و رویدادهای كشور، تلخی‌ها و تلخكامی‌هائی وجود دارد؛ ولی كسانی از قدرتمندان مادی عالم، با همه‌ی وجود تلاش كردند كه ملت ایران را فلج كنند؛ این را به زبان آوردند. آن خانم بی‌كفایتی كه مسئولیت سیاست خارجی كشور آمریكا را بر عهده داشت، سینه‌اش را سپر كرد و گفت میخواهیم تحریمهائی در مورد جمهوری اسلامی اعمال كنیم كه ایران فلج شود! این را صریحاً به زبان آوردند. و حالا عرض خواهم كرد كه فعالیتها و اقدامهای آنها چه بود و چه شد و به كجا انجامید. بنابراین از یك طرف، تلاش دشمن است در این عرصه‌ی عظیم و میدان بزرگی كه ملت ایران در آن به چالش و مقابله با دشمن سرگرم است؛ از طرف دیگر، وجود دستاوردهای بزرگی است كه نشان‌دهنده‌ی ظرفیت و قدرت و هوشمندی این ملت بزرگ است. وقتی انسان این صحنه را ملاحظه میكند، مثل صحنه‌ی هماوردیِ ورزشكاران قدرتمندی است كه زحمت و تلاش و كوشش و خستگی در آن هست، اما یك قهرمان، در این میدان موفق میشود، پیروز میشود؛ همه او را تحسین میكنند و آفرین میگویند. این قهرمان در این صحنه‌ی عظیمی كه در مقابل چشم ما است، ملت ایران است. هر كس این صحنه را درست ببیند و درست مطالعه كند، به ملت ایران‌ آفرین میگوید؛ همچنان كه ما امروز صدای آفرین هوشمندان نكته‌بین دنیا را میشنویم كه از میان همان كشورهائی كه دشمن و بدخواه ملت ایرانند، نخبگان سیاسی، نخبگان دانشگاهی، افراد دنیا‌دیده و مجرب كه اوضاع را زیر نظر دارند، به ملت ایران آفرین میگویند. این عرصه‌ای است كه در مقابل چشم ما است. بنابراین نگاه كردن و فقط به ضعفها چشم دوختن، غلط است. باید دید مجموعه‌ی این تلاشها در سطح كشور چگونه انجام میگیرد و به چه سرانجامی منتهی میشود. با این دید وقتی به صحنه نگاه كنیم، باید به ایران و ایرانیِ مسلمان آفرین بگوئیم.
گفتیم بعضی‌ها از پیشرفت ملت ایران غمگین و ناراحت میشوند. اینها چه كسانی هستند؟ این را بعد عرض خواهم كرد. دشمنانی كه مایل نیستند پیشرفت و ترقی و رشد همه‌جانبه‌ی ملت ایران را ببینند، دو كار عمده در برنامه‌ی آنها وجود دارد: یكی این كه تا آنجائی كه بتوانند، مانع‌تراشی كنند كه ملت نتواند به این پیشرفتها و رشد دست پیدا كند؛ با تحریم، با تهدید، با مشغول كردن مدیران به كارهای درجه‌ی دو و فرعی، به منعطف كردن حواس ملت بزرگ ایران و نخبگان كشور به كارهائی كه در فهرست كارهای اصلی آنها قرار ندارد؛ یعنی مانع شدن عملی.
كار دوم این است كه در تبلیغاتِ خودشان پیشرفتها را انكار كنند. امروز یك شبكه‌ی تبلیغاتیِ بسیار عظیم با هزاران رسانه از انواع گوناگون رسانه‌ها در دنیا مشغول به كار است، برای اینكه اثبات كند كه در ملت ایران، در كشور ایران پیشرفتی صورت نمیگیرد؛ پیروزی‌های ملت را انكار كنند؛ اگر ضعفهائی وجود دارد، این ضعفها را بزرگ و عمده كنند و در مقابل چشم همه قرار دهند؛ اما قوّتها و نقاط جوشش را ــ كه در سراسر كشور و در هر گوشه و كنار، خود را به انسانهای منصف نشان میدهند ــ از چشمها پنهان كنند.
رئیس جمهور آمریكا در نطق رسمی، از مشكلات اقتصادی ایران حرف میزند؛ مثل اینكه از پیروزی خود دارد صحبت میكند؛ كه بله، در ایران پول ملی افت كرده است، مشكلات اقتصادی اینچنین و آنچنان است. البته او به قوّتهای این ملت، به تلاشهای مثبت و سازنده‌ای كه در این كشور دارد انجام میگیرد، به پیروزی‌های بزرگ این ملت اشاره‌ای نكرده است و هرگز نخواهد كرد. سی سال است كه ما با چنین چالشی مواجه‌ایم ــ كه من در ارزیابی این سی سال، بعداً یك كلمه عرض خواهم كرد ــ اما چالشی كه ملت ایران با آن مواجه است و دشمنانی ــ هم در عمل و هم در تبلیغات ــ كوشش میكنند مانع بروز و ظهور رشد چشمگیر كشور ایران كه در سایه‌ی اسلام زندگی میكند، بشوند، امروز چند برابر است.
سال 91 كه گذشت، یكی از سالهای بسیار پر كار برای دشمنان ما در این زمینه بود. آنها گفتند میخواهیم ملت ایران را با تحریمها فلج كنیم. اگر جمهوری اسلامی سر پا باشد، با‌نشاط باشد، رو به پیشرفت باشد، آنها در دنیا بی‌آبرو میشوند؛ لذا اگر میتوانند، باید نگذارند؛ و اگر كار از دستشان خارج شد، لااقل در تبلیغات جور دیگری این مطلب را منعكس و وانمود كنند. اینها این دو كار را امروز با شدت بیشتری انجام میدهند؛ هم ممانعت عملی ــ با فشار، با تهدید، با تحریم و امثال اینها ــ هم با تلاش تبلیغاتی برای كوچك نشان دادن نقطه‌های قوّت، و بزرگ نشان دادن نقطه‌های ضعف.
عرض كردیم دشمنانی هستند. این دشمنان چه كسانی هستند؟ لانه‌ی اصلی توطئه علیه ملت ایران كجاست؟ پاسخ به این سؤال، دشوار نیست. امروز سی و چهار سال است كه هرگاه نام «دشمن» برده میشود، ذهن ملت ایران متوجه دولت آمریكا میشود. خوب است دولتمردان آمریكا به این نكته توجه كنند و این را بفهمند كه ملت ایران در طول این سی و چند سال چیزهائی دیده است، مراحلی را گذرانده است، كه تا میگویند دشمن، ذهن ملت ایران متوجه به آمریكا میشود. این مسئله‌ی بسیار مهمی است برای یك دولتی كه میخواهد در دنیا با آبرو زندگی كند؛ این مسئله، مسئله‌ی قابل توجه و قابل دقتی است؛ باید روی این مسئله تكیه كنند. مركز توطئه اینجا است، اساس دشمنی اینجا است.
البته دشمنهای دیگری هم هستند كه ما اینها را در درجه‌ی اول و در ردیف اول به حساب نمی‌‌آوریم: دشمن صهیونیستی هم هست، منتها رژیم صهیونیستی در قواره و اندازه‌ای نیست كه در صف دشمنان ملت ایران به چشم بیاید. گاهی سردمداران رژیم صهیونیستی، ما را تهدید هم میكنند؛ تهدید به حمله‌ی نظامی میكنند؛ اما به‌نظرم خودشان هم میدانند، و اگر نمیدانند، بدانند كه اگر غلطی از آنها سر بزند، جمهوری اسلامی «تل‌آویو» و «حیفا» را با خاك یكسان خواهد كرد. دولت انگلیسِ خبیث هم با ملت ایران دشمنی میكند؛ این هم یكی از دشمنان سنتی و قدیمی ملت ایران است؛ منتها دولت انگلیس نقش مكمل آمریكا را در این میدان بازی میكند. خود دولت انگلیس استقلالی ندارد كه انسان او را یك دشمن مستقلی به حساب بیاورد؛ دنباله‌روِ آمریكا است.
بعضی از دولتهای دیگر هم دشمنی‌هائی دارند. من اینجا مناسب میدانم كه بگویم مسئولین دولت فرانسه هم در چند سال اخیر دشمنی‌های آشكاری با ملت ایران كرده‌اند؛ این یك ناهوشمندی از سوی دولتمردان فرانسه است. انسان عاقل، بخصوص سیاستمدار عاقل، هرگز نباید انگیزه‌ی این را داشته باشد كه موجودی را كه دشمن او نیست، تبدیل به دشمن كند. ما با دولت فرانسه، با كشور فرانسه مشكلی نداشتیم؛ نه در طول تاریخ مشكلی داشتیم، نه در دوران حاضر؛ اما سیاست غلط از زمان ساركوزی ــ كه دولت امروز فرانسه هم متأسفانه همان راه را میرود ــ دشمنی با ملت ایران است. به نظر ما این كار غلطی است، كار غیرمدبرانه و غیرعاقلانه‌ای است، كار ناهوشمندانه‌ای است.
آمریكائی‌ها وقتی حرف میزنند، میگویند "جامعه‌ی جهانی". اسم چندتا كشور را گذاشته‌اند «جامعه‌ی جهانی»؛ كه در رأس آنها آمریكا است، دنبال سرش هم صهیونیستها و دولت انگلیس و بعضی از دولتهای خرده‌ریز دیگر است! جامعه‌ی جهانی به هیچ وجه در صدد دشمنی با ایران و ایرانی و ایران اسلامی نیست.
خب، حالا كه بنا است به سال 91 نگاه كنیم، این را بگوئیم كه از اول سال 91 آمریكائی‌ها برنامه‌های جدید خودشان را شروع كردند؛ با اینكه در زبان اظهار دوستی كردند، گاهی با ما اظهار دوستی كردند ــ در نامه و پیغام و امثال اینها ــ گاهی در رسانه‌ها با ملت ایران اظهار دوستی كردند، اما برخلاف این اظهارات غیرواقعی، در عمل سعی كردند نسبت به ایران و ملت ایران سختگیری كنند؛ تحریمهای شدیدی را از اوائل سال 91 گذاشتند ــ تحریم نفت، تحریم بانك و مبادلات بانكی و پولی بین جمهوری اسلامی و كشورهای دیگر ــ كارهای زیادی هم در این زمینه انجام دادند.
این هم یكی از آن لطائف عالم است كه آمریكائی‌ها دشمنی میكنند، میگویند شما نفهمید كه ما با شما دشمنیم؛ مخالفت و عناد میورزند، متوقعند كه ملت ایران نفهمد كه آنها معاندند و دشمنی میكنند! این سیاست از اواخر دوران بوش در مقابل ایران شروع شده است، امروز هم متأسفانه همان سیاست را دولتمردان آمریكا ادامه میدهند؛ همان پنجه‌ی چدنیِ زیر دستكش مخملیمن چند سال پیش اینجا در جوار بقعه‌ی ‌علی‌بن‌موسی‌الرضا (علیه السّلام) در همین سخنرانیِ اول فروردین گفتم مراقب باشید اظهار محبت شما، اظهار دوستی و موافقت شما به معنای این نباشد كه دستكش مخملی بر روی پنجه‌ی چدنی كشیدید و میخواهید تظاهر به دوستی كنید، اما در باطن دشمنی میكنید. آمریكائی‌ها برای متوقف كردن فروش نفت و انتقال پول ایران، مأمور ویژه فرستادند. از آمریكا افراد برجسته و خاصی را مأمور كردند كه با كشورها تماس بگیرند، به كشورها مسافرت كنند؛ حتّی با سران شركتها صحبت كنند برای اینكه ارتباطات و اتصالات اقتصادی مربوط به نفت را با جمهوری اسلامی پیگیری نكنند؛ آنها را مجازات كنند به خاطر این كه با جمهوری اسلامی ارتباط مالی دارند، ارتباط پولی دارند، یا معامله در مورد نفت دارند؛ این كار را از اول سال 91 و بخصوص از مرداد، با شدتِ تمام شروع كردند. انتظار داشتند ایران در مقابل این حركتِ برنامه‌ریزی شده كه با شدت دنبال هم میكردند، دست از فعالیتهای رشدیابنده‌ی علمیِ خود بردارد و تسلیم زورگوئی‌های آمریكا شود.
البته من این را بگویم ــ این را یك بار دیگر هم چند ماه قبل از این گفتم ــ كه آمریكائی‌ها اظهار خوشحالی كردند و گفتند كه فلانی اعتراف كرد كه تحریمها اثر گذاشته. بله، تحریمها بی‌اثر نبود؛ میخواهند خوشحالی كنند، بكنند. تحریمها بالاخره اثر گذاشت؛ این هم یك اشكال اساسی در خود ما است. اقتصاد ما دچار این اشكال است كه وابسته‌ی به نفت است. ما باید اقتصاد خودمان را از نفت جدا كنیم؛ دولتهای ما در برنامه‌های اساسیِ خودشان این را بگنجانند. من هفده هجده سال قبل به دولتی كه در آن زمان سر كار بود و به مسئولان گفتم كاری كنید كه ما هر وقت اراده كردیم، بتوانیم درِ چاههای نفت را ببندیم. آقایانِ به قول خودشان "تكنوكرات" لبخند انكار زدند كه مگر میشود؟! بله، میشود؛ باید دنبال كرد، باید اقدام كرد، باید برنامه‌ریزی كرد. وقتی برنامه‌ی اقتصادی یك كشور به یك نقطه‌ی خاص متصل و وابسته باشد، دشمنان روی آن نقطه‌ی خاص تمركز پیدا میكنند. بله، تحریمها اثر گذاشت، منتها نه آن اثری را كه دشمن میخواست؛ كه من حالا این مسئله را شرح خواهم داد. این در مورد كار اقتصادی بود.

 





نوشته شده در تاریخ شنبه 3 فروردین 1392 توسط صبورا .
طبقه بندی: صدای سخن عشق (بیانات، پیام ها و ...) 


پونیشا :: نیروی کار مجازی