عشق یعنی ...

به نام خدای عاشقی ها

عشق یعنی لافتی الا علی
عشق یعنی رهبرم سید علی


قسمت دوم



آنچه برای یك ملت مهم است، تكیه به استعداد درونی خود، توكل به خدای بزرگ، اعتماد به خود و عدم تكیه‌ی به دشمنان است؛ این است كه میتواند یك ملت را به جلو ببرد

 

ملت ما ثابت كرد كه وابسته نبودن به آمریكا و قدرتهای بزرگ نه فقط موجب عقب‌افتادگی نیست، بلكه موجب پیشرفت است

 

ما در برنامه‌ریزی‌ها همیشه باید جلوتر از دشمن حركت كنیم... هوشمندانه باید نقشه‌ی دشمن را حدس زد و تشخیص داد و جلوتر از دشمن عمل كرد

 

وظیفه‌ی همه‌ی ما این است كه سعی كنیم كشور را مستحكم، غیر قابل نفوذ، غیر قابل تأثیر از سوی دشمن، حفظ كنیم و نگه داریم

 

در اقتصاد مقاومتی، یك ركن اساسی و مهم، مقاوم بودن اقتصاد است. اقتصاد باید مقاوم باشد؛ باید بتواند در مقابل آنچه كه ممكن است در معرض توطئه‌ی دشمن قرار بگیرد، مقاومت كند

 

آمریكائی‌ها مرتب از راه‌های گوناگون به ما پیغام میدهند كه بیائید درباره‌ی مسئله‌ی هسته‌ای گفتگو كنیم ... من به این گفتگوها خوشبین نیستم. چرا؟ چون تجربه‌های گذشته‌ی ما نشان میدهد كه گفتگو در منطق حضرات آمریكائی به این معنی نیست كه بنشینیم تا به یك راه حل منطقی دست پیدا كنیم... منظورشان از گفتگو این است كه بنشینیم حرف بزنیم تا شما نظر ما را قبول كنید!

 

آمریكائی‌ها مرتب پیغام میدهند ... كه ما قصد تغییر نظام اسلامی را نداریم. جواب این است كه ما نگران این نیستیم كه شما قصد تغییر نظام اسلامی را داشته باشید یا نداشته باشید... آن روزی هم كه شما قصد تغییر نظام اسلامی را داشتید و این را بصراحت اعلام كردید، هیچ كاری نتوانستید انجام دهید، بعد از این هم نخواهید توانست انجام دهید.

برداشت ما این است كه پیشنهاد مذاكره از سوی آمریكائی‌ها، یك تاكتیك آمریكائی و برای فریب‌ دادن افكار عمومی است

 

از جمله‌ی تاكتیكهای تبلیغاتی اینها این است كه گاهی شایع میكنند كه از طرف رهبری، كسانی با آمریكائی‌ها مذاكره كردند؛ این هم یك تاكتیك تبلیغاتیِ دیگر و دروغ محض است. تا كنون از سوی رهبری، هیچ‌ كس با آنها مذاكره نكرده است

 

بر اساس تجربه و نگاه به صحنه، با دقت و كنجكاوی، برداشت ما این است كه آمریكا مایل به تمام ‌شدن مذاكرات هسته‌ای نیست. آمریكائی‌ها دوست ندارند گفتگو‌های هسته‌ای تمام شود و مناقشه‌‌ی هسته‌ای حل شود... هدف آنها طبق تلقی‌ و برداشتی كه من دارم، این است كه میخواهند این قضیه باقی بماند تا بهانه‌ای باشد برای فشار

ادامه ی عاشقی را ببینید

در عرصه‌ی سیاسی هم در طول سال 91 سعی كردند ایران اسلامی را به تعبیر خودشان در دنیا منزوی كنند؛ یعنی دولتها را در رابطه‌شان و در نگاهشان به جمهوری اسلامی دچار تزلزل كنند و نگذارند جمهوری اسلامی سیاستهای خود را در سطح منطقه، در سطح جهان و در سطح كشورِ خود گسترش دهد و اعمال كند. این كار با شكست كامل روبه‌رو شد. در مسائل بین‌المللی سعی اینها این بود كه ما چون اجلاس غیرمتعهدها را در تهران داشتیم، كاری كنند كه این اجلاس سست و سبك برگزار شود؛ همه شركت نكنند، یا شركت فعال نكنند. درست عكس آنچه كه آنها میخواستند، اتفاق افتاد. دو ثلث ملتهای جهان عضو جنش غیرمتعهدها هستند. سران كشورها در تهران شركت كردند، ‌مسئولان بلندپایه شركت كردند. همه ایران را تحسین كردند، همه از پیشرفتهای علمی و فنّاوری و اقتصادی كشور اظهار شگفتی كردند. همه در مقابل ملت ایران احساس تمجید و تحسین كردند؛ این را به ما هم گفتند، در مصاحبه‌هایشان هم گفتند؛ به كشورهایشان هم كه برگشتند، این را همه تصدیق كردند. درست نقطه‌ی مقابل آنچه كه دشمنان ملت ایران میخواستند، اتفاق افتاد؛ نتوانستند تأثیر بگذارند.
در زمینه‌ی سیاست داخلی، هدف آنها از این تحریمها این بود كه ملت را در راه خودشان مردد كنند؛ بین ملت ایران و نظام اسلامی جدائی بیندازند؛ مردم را دلسرد كنند، ناامید كنند. در روز بیست و دوم بهمن، ملت ایران با حضور متراكم خود، با شور و شوق خود، با احساساتی كه نسبت به اسلام و انقلاب اسلامی و نظام اسلامی ابراز كردند، مشت محكمی بر دهان آنها زدند. در عرصه‌ی امنیتی هم تلاش كردند امنیت كشور را به هم بزنند ــ كه تفاصیل آن را مسئولان در مصاحبه‌ها و در گفتار‌ها برای مردم بیان كردند ــ اما در آنجا هم موفق نشدند. در زمینه‌ی سیاسی در منطقه، قدرت و نفوذ جمهوری اسلامی را یك بار دیگر تجربه كردند. در مسائل منطقه‌ای كار به جائی رسید كه اعتراف و اقرار كردند كه بدون حضور ایران و بدون رأی ایران، هیچ مشكل بزرگی در منطقه حل نخواهد شد. در قضیه‌ی حمله‌ی رژیم صهیونیستی به غزه، حضور قدرتمند جمهوری اسلامی در پشت صحنه موجب شد كه خودشان اعتراف كردند كه در مقابل مبارزان فلسطینی شكست خوردند؛ گفتند ــ ما نگفتیم، آنها گفتند و اصرار كردند ــ كه اگر چنانچه حضور جمهوری اسلامی نبود،‌ قدرت‌نمائی جمهوری اسلامی نبود، مبارزان فلسطینی نمیتوانستند در مقابل اسرائیل مقاومت كنند، چه برسد به این كه اسرائیل را به زانو در بیاورند؛ كه در جنگِ هشت روزه فلسطینی‌ها توانستند اسرائیل را به زانو در بیاورند، و این اولین بار در تاریخ تشكیل رژیم جعلی و غاصب صهیونیستی بود.
گفتیم كه تلاشهای اینها بی‌اثر نبود؛ بله، بی‌اثر نبود، اما در كنار اثر منفی، یك اثر مثبت بزرگی هم كه مورد انتظار ما بود، اتفاق افتاد؛ یعنی تحریم موجب شد كه نیروهای درونی و ظرفیت عظیم ملت ایران فعال شود، استعدادهائی بروز كند و كارهای عظیمی تحقق پیدا كند؛ كه اگر تحریم نبود، این كارها اتفاق نمی‌افتاد. ما به بركت تحریم توانستیم به كارهای بزرگی دست بزنیم؛ جوانان ما توفیقاتی به دست بیاورند كه اگر تحریم نبود، ما به این توفیقات یقیناً دست پیدا نمیكردیم. در زمینه‌ی كارهای زیربنائی ــ كه بعد عرض خواهم كرد ــ در سال 91 پیشرفتهائی صورت گرفت كه در مقایسه‌ی با سالهای قبل هم، سال 91 یك سال برجسته‌ای است. كارهای زیربنائیِ انبوهی صورت گرفت؛ در زمینه‌ی راه، در زمینه‌ی انرژی، در زمینه‌ی كشف منابع جدید نفت، در زمینه‌ی كشف منابع جدید اورانیوم، در زمینه‌ی ایجاد و توسعه‌ی نیروگاه و پالایشگاه و ده‌ها كار صنعتی بزرگ؛ كه اینها همه زیرساختهای اقتصادی آینده‌ی كشور است. بله، ما اگر چنانچه این زیرساختها را از قبل فراهم كرده بودیم، تحریم دشمن همین مقدار اثر منفی را هم كه كرد، نمیكرد. این كارها را ما انجام دادیم و توانستیم پابه‌پای دشمنی و تحریم دشمنان، در جهت مثبت جلو برویم. كارهای بزرگی انجام گرفت؛ یك قلم، پیشرفتهای بزرگ علمی در طول سال 91 است. در زمینه‌ی علم و فنّاوری كارهائی شد كه حقیقتاً چشم‌پُركن و برای انسانی كه معتقد به آینده‌ی كشور است، خرسندكننده و خوشحال‌كننده است. یعنی همین سالی كه خواستند بر ملت ایران سخت بگیرند، جوانان عزیز ما، دانشمندان ما ماهواره‌ی ناهید را به فضا فرستادند؛ كاوشگر پیشگام را با موجود زنده به فضا فرستادند؛ جنگنده‌ی فوق پیشرفته ساخته شد. اهمیت هر كدام از اینها به قدری است كه جا دارد یك ملت برای هر یك از اینها اظهار خوشحالی و خرسندی كند، برایش سرود بسازند، جشنواره درست كنند. كارها چون متراكم است، درست تبلیغ نمیشود و خبررسانیِ كاملی هم انجام نمیگیرد. وقتی كه این موجود زنده به فضا فرستاده شد و سالم برگشت، آنقدر این قضیه برای دانشمندان دنیا و ناظران بین المللی تعجب‌آور بود كه اول انكار كردند؛ ولی بعد كه دیدند چاره‌ای نیست و حقایق و نشانه‌های درستی و واقعیت را مشاهده كردند، مجبور شدند كه قبول كنند.
در حوزه‌ی سلامت و مهندسی پزشكی كارهای بزرگی انجام گرفت كه مربوط به سلامت مردم است. در زمینه‌ی زیست‌فنّاوری در منطقه اول شدیم. كارهای تخصصی برجسته‌ای در این زمینه انجام گرفت و اقلام متعدد داروئی بر این اساس تولید شد. این همان سالی است كه بر ملت ایران سخت گرفتند، برای اینكه او را از زندگی و از همه‌ی فرآورده‌های استعداد بشری محروم كنند. در همین سال، در حوزه‌ی نانوفنّاوری ــ كه یك انقلاب در زمینه‌ی فنّاوری و صنعت است ــ رتبه‌ی اول را در منطقه پیدا كردیم. در همین سال، در چندین حوزه‌ی علمیِ مهم، مقام اول تولید علم در منطقه بودیم. در ركوردهای علم و تولید علمی، در انتشار مقالات علمی، در سرعت پیشرفت علمی، در سهم كشور در تولیدات علمیِ كل جهان، شاهد پیشرفت بودیم. در مسابقات علمیِ فنّاورانه‌ی دانشجویان، كشور نسبت به سال گذشته سی و یك درصد رشد داشت. در سال 91، تعداد دانشجو به قدری افزایش پیدا كرد كه بیست و پنج برابر اول انقلاب، ما امسال دانشجو داریم. بیست و پنج برابر اول انقلاب، دانشجویان در كشور مشغول تحصیل هستند. اینها پیشرفتهای عظیم ملت ایران است. در حوزه‌ی آب، در حوزه‌ی محیط زیست، در سلولهای بنیادی، در انرژی‌های نو، در گیاهان داروئی، در انرژی هسته‌ای، كشور توانست به پیشرفتهای بزرگی دست پیدا كند. اینها همه مربوط به آن سالی است كه دشمنان ملت ایران همه‌ی تلاش خود را بسیج كردند تا ملت ایران را از كار بیندازند.
حوادث سال 91 درس بزرگی به ما میدهد؛ این درس این است كه یك ملت زنده از تهدید و فشار و سختگیری دشمن هرگز به زانو در نخواهد آمد. برای ما و برای همه‌ی كسانی كه مسائل ایران را دنبال میكنند، معلوم شد كه آنچه برای یك ملت مهم است، تكیه به استعداد درونی خود، توكل به خدای بزرگ، اعتماد به خود و عدم تكیه‌ی به دشمنان است؛ این است كه میتواند یك ملت را به جلو ببرد. سال 91 برای ما یك میدان رزمایش بود، یك میدان تمرین بود. به كوری چشم دشمن، ما ملت ایران فلج كه نشدیم، در این میدان رزمایش توانستیم از خودمان برجستگی‌هائی را هم نشان دهیم. البته ضعفهای خودمان را هم شناختیم؛ خاصیت رزمایش این است. در یك تمرین رزمی و در یك رزمایش، یك مجموعه‌ی رزمی، هم قوّتهای خود را میشناسد، هم ضعفهای خود را میشناسد و آنها را برطرف میكند. ما ضعفهای خودمان را هم شناختیم. ضعف ما در اقتصاد، كه به سختیِ معیشت گروه‌هائی از مردم منتهی شد، عبارت است از وابستگی به نفت ــ كه عرض كردم این یكی از ضعفهای ما است ــ بی‌اعتنائی به سیاستهای كلان اقتصادی، و سیاستها و تصمیم‌گیری‌های پی‌در‌پیِ روزمرّه. مسئولین كشور ــ مسولینِ امروز و بخصوص مسئولین آینده كه بعد از انتخاباتِ امسال بر سر كار خواهند آمد ــ به این نكته توجه كنند؛ كشور باید سیاست اقتصادیِ كلانِ روشن و مدوّن و برنامه‌ریزی‌شده داشته باشد؛ حوادث گوناگون نتواند تغییر و تبدیلی در آن ایجاد كند.
درس بزرگ دیگر ما این بود كه بنیه‌ی كشور قوی است. وقتی بنیه قوی شد، تأثیرات خصمانه‌ی دشمنان به حداقل میرسد. اگر مسئولین كه در این كشور بزرگ و با این بنیه‌ی قوی، مسئولیت را پذیرفتند، با تدبیر كار كنند، مدیران با هم باشند، با هم فعالیت كنند ــ توصیه‌ای كه ما همیشه به مسئولین و مدیران كشور میكنیم ــ با حزم و تدبیر عمل كنند، آن وقت میتوانیم از هر تهدیدی یك فرصتی بسازیم؛ همچنان كه در سال 91 از تهدیدهای دشمن فرصت ساختیم و توانستیم به طرف جلو حركت كنیم. آنچه كه مسئولین كشور و ملت عزیز ما در سال 91 انجام دادند، ان‌شاءالله باید آثار آن در زندگی مردم، در آینده و در سالهای بعد خود را نشان دهد و نشان خواهد داد.
البته اقتصاد مسئله‌ی مهمی است كه بنده در این چند سال پی‌در‌پی بر روی آن تكیه كرده‌ام، اما تنها مسئله هم مسئله‌ی اقتصاد نیست؛ امنیت كشور مهم است، سلامت مردم مهم است، پیشرفتهای علمی مهم است و اساس كار و زیربنای كار است ــ كه اگر چنانچه در كشور علم پیشرفت كند، همه‌ی كارهای بعدی آسان خواهد شد ــ استقلال و عزت ملی برای كشور مهم است، زیردست نبودن یك ملت و ارباب نداشتن یك ملت مهم است، نفوذ و اقتدار منطقه‌ای یك ملت و یك كشور پشتوانه‌ی استقلال و امنیت كشور است و مهم است. در همه‌ی این موارد، ما پیشرفت داشتیم؛ هم در زمینه‌ی امنیت، هم در زمینه‌ی سلامت، هم در زمینه‌ی نفوذ بین‌المللی، هم در زمینه‌ی تسلط بر حوادث گوناگونی كه بر كشور و بر منطقه جاری است.
ملت ما با پیشرفتها ثابت كرد كه در سایه‌ی آمریكا زندگی نكردن، به معنای عقب‌افتادگی نیست؛ این نكته‌ی مهمی است. قدرتمندان عالم، استعمارگران ــ در روزی كه استعمارِ مستقیم بود ــ و امروز آمریكا، میخواهند به ملتهای دنیا اثبات كنند كه اگر میخواهید زندگی خوب داشته باشید و پیشرفت كنید، باید زیر سایه‌ی ما بیائید. ملت ایران اثبات كرد كه این حرف دروغ است. ملت ما ثابت كرد كه وابسته نبودن به آمریكا و قدرتهای بزرگ نه فقط موجب عقب‌افتادگی نیست، بلكه موجب پیشرفت است؛ دلیل واضح این است كه شما این سی سالِ جمهوری اسلامی را مقایسه كنید با سی سالِ بعضی از كشورهائی كه در سایه‌ی آمریكا زندگی كردند، دل خودشان را به سالی دو سه میلیارد دلار كمك آمریكا خوش كردند و تسلیم آمریكا شدند؛ ببینید آنها كجایند، ما كجائیم؟ هستند كشورهائی كه خودشان را به دُم آمریكا بستند و دنباله‌روِ آمریكایند. سی سال تجربه در مقابل ما است. ببینید سی سالِ جمهوری اسلامی چگونه گذشته است و جمهوری اسلامی و ملت ایران از كجا به كجا رسیده است، آنها در چه وضعی هستند. هر كس این را مطالعه كند، خواهد فهمید كه وابسته نبودن به قدرتهای بزرگ، برای یك ملت فرصت است، نه تهدید؛ و این فرصت را بحمدالله ملت ایران با قدرت خود، با شجاعت خود، با هوشمندیِ خود به دست آورده است.
دو موضوع لازم را در اینجا باید عرض كنم، كه اینها مربوط به آینده است: یك مسئله این است كه ما در برنامه‌ریزی‌ها همیشه باید جلوتر از دشمن حركت كنیم. در مقابل فعالیت دشمن، كشور نباید در حال انفعال به سر ببرد. هوشمندانه باید نقشه‌ی دشمن را حدس زد و تشخیص داد و جلوتر از دشمن عمل كرد. ما در یك مواردی اینجوری عمل كردیم، موفقیتش را دیدیم؛ یك نمونه، همین مسئله‌ی تأمین سوخت بیست درصدِ مورد نیاز نیروگاه تحقیقاتی تهران است كه رادیو‌داروهای مهمِ مورد نیاز كشور در آنجا تولید میشود. این نیروگاه كوچك احتیاج داشت به سوخت بیست درصد، كه ما بیست درصد را تولید نمیكردیم و همیشه این را از خارج تهیه میكردیم. دشمنان ما فكر كردند كه از این فرصت استفاده كنند، این نیاز ملی را گرو بگیرند، برای اینكه جمهوری اسلامی را وادار كنند به قبول تحمیلها و تحكمهای خودشان؛ خواسته‌های خودشان را به این وسیله تحمیل كنند. جوانان ما، دانشمندان ما، قبل از آنكه كار به نقطه‌ی فشار و حساس برسد، توانستند سوخت غنی شده‌ی بیست درصد را تهیه كنند و آن سوخت را تبدیل كنند به صفحه‌ی مورد نیازی كه در آن نیروگاه لازم بود تهیه شود. مخالفین ما حدس هم نمیزدند كه ما بتوانیم این كار را انجام دهیم؛ اما مسئولین كشور بوقت متوجه این نیاز شدند، دست‌به‌كار شدند؛ استعداد ایرانی شكوفا شد، بُروز كرد و این كار را با موفقیت انجام دادیم. آنها در حالی كه انتظار داشتند جمهوری اسلامی ملتمسانه از آنها سوخت بیست‌درصد را درخواست كند، جمهوری اسلامی اعلام كرد كه ما سوخت بیست‌در‌صد را در داخل تهیه كردیم و احتیاجی به شما نداریم. اگر دانشمندان ما، مردان علمی ما، جوانان ما این كار را نمیكردند، ما امروز باید با اصرار، با التماس، با هزینه‌ی زیاد، در مقابل كسانی كه دوست ما نیستند، میرفتیم؛ یا سوخت بیست‌درصد را درخواست میكردیم، یا رادیوداروها و محصول را درخواست میكردیم. مسئولین كشور پیش‌بینی كردند، بوقت فهمیدند؛ آنچه را كه باید انجام دهند، انجام دادند؛ لذا پیروز شدیم. این باید یك برنامه‌ای باشد برای همه‌ی مسائل اساسی كشور و همه‌ی نیازهای كشور.
دولتها، صنعتگران، كشاورزان، سرمایه‌داران و كارآفرینان، پژوهشگران علمی، طراحان علمی و صنعتی همه موظفند به این وظیفه‌ی اخلاقیِ بزرگ، به این وظیفه‌ی عاقلانه، كه پیش از نیاز، خودشان را آماده كنند و یك قدم جلوتر از نقشه‌ی دشمن حركت كنند. مدیران اقتصادی، استادان دانشگاه، انجمنهای علمی، پاركهای علمی و فنّاوری، همه‌ی اینها باید پیش‌دستی را در كار علمی وجهه‌ی همت خودشان قرار دهند؛ مقاله‌ی علمی مینویسند، در این جهت باشد؛ پژوهش علمی میكنند، در این جهت باشد؛ كار صنعتی میكنند، كار فنی میكنند، كار علمی میكنند، همه در این جهت باشد؛ مدیران دولتی، مدیران دانشگاه‌ها، مدیران علمی، آحاد ملت در این جهت حركت كنند.
وظیفه‌ی همه‌ی ما این است كه سعی كنیم كشور را مستحكم، غیر قابل نفوذ، غیر قابل تأثیر از سوی دشمن، حفظ كنیم و نگه داریم؛ این یكی از اقتضائات «اقتصاد مقاومتی» است كه ما مطرح كردیم. در اقتصاد مقاومتی، یك ركن اساسی و مهم، مقاوم بودن اقتصاد است. اقتصاد باید مقاوم باشد؛ باید بتواند در مقابل آنچه كه ممكن است در معرض توطئه‌ی دشمن قرار بگیرد، مقاومت كند. این مطلب اوّلی كه لازم بود عرض كنم.
مطلب دوم: آمریكائی‌ها مرتب از راه‌های گوناگون به ما پیغام میدهند كه بیائید درباره‌ی مسئله‌ی هسته‌ای گفتگو كنیم؛ هم به ما پیغام میدهند، هم در تبلیغات جهانی‌شان این را مطرح میكنند. مسئولین بلندپایه و مسئولین میانی آمریكا بارها و بارها میگویند بیائید در كنار گفتگوهای 1+ 5 كه درباره‌ی مسائل هسته‌ای بحث میكنند، آمریكا و جمهوری اسلامی دو به دو، درباره‌ی مسئله‌ی هسته‌ای ایران بحث كنند. من به این گفتگوها خوشبین نیستم. چرا؟ چون تجربه‌های گذشته‌ی ما نشان میدهد كه گفتگو در منطق حضرات آمریكائی به این معنی نیست كه بنشینیم تا به یك راه حل منطقی دست پیدا كنیم ــ منظورشان از گفتگو این نیست ــ منظورشان از گفتگو این است كه بنشینیم حرف بزنیم تا شما نظر ما را قبول كنید! هدف، از اول اعلام شده است؛ باید نظر طرف مقابل قبول شود. لذا ما همیشه اعلام كردیم و گفتیم كه این، گفتگو نیست؛ این، تحمیل است و ایران زیر بار تحمیل نمیرود. من به این اظهارات خوشبین نیستم، اما مخالفت هم ندارم.





نوشته شده در تاریخ شنبه 3 فروردین 1392 توسط صبورا .
طبقه بندی: صدای سخن عشق (بیانات، پیام ها و ...) 


پونیشا :: نیروی کار مجازی
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic