تبلیغات
عشق یعنی ...

                    عشق یعنی ...

به نام خدای عاشقی ها

عشق یعنی لافتی الا علی
عشق یعنی رهبرم سید علی


قسمت دوم




بحث مذاكره را پیش كشیدند، كه ایران بیاید بنشینیم مذاكره كنیم ... غرض آنها حل مشكلات و مسائل نیست غرضشان یك كار تبلیغاتى است براى اینكه به ملتهاى مسلمان نشان دهند كه ببینید این نظام جمهورى اسلامى بود با آن سرسختى، با آن ایستادگى، اما عاقبت مجبور شد بیاید باب مصالحه و گفتگو را با ما باز كند

 

در تبلیغات وانمود میكنند كه اگر ایران با آمریكا سر میز مذاكره بنشیند، تحریمها برداشته میشود. این هم دروغ است. هدفشان این است كه با وعده‌ى برداشتن تحریمها، ملت ایران را وادار كنند كه اشتیاق به مذاكره‌ى با آمریكا پیدا كند

 

تحریمها با مذاكره برداشته نخواهد شد؛ این را من به شما عرض بكنم. هدف تحریمها چیز دیگرى است. هدف تحریمها خسته كردن ملت ایران است، جدا كردن ملت ایران از نظام اسلامى است

 

آنچه كه غلط فهمیدند، این است كه خیال كردند با فشار تحریم، با زورگوئى در زمینه‌ى مسائل بین‌المللى و بازرگانى و تولید و غیره، خواهند توانست ملت ایران را به زانو در بیاورند و عاجز كنند.

 

ملت ایران دنبال شكوفائى اقتصادى، رونق اقتصادى و رفاه كامل است؛ اما ملت ایران نمیخواهد این را از راه ذلت در مقابل دشمن به دست بیاورد

 

اما ملت شجاعى مثل ایران بمجرد اینكه دید دشمن دارد فشار مى‌آورد، سعى میكند نیروهاى درونى خود را فعال كند، با قدرت و شجاعت از منطقه‌ى خطر عبور كند؛ و همین كار را خواهد كرد

 

قضیه‌اى در مجلس پیش آمد؛ قضیه‌ى بدى بود، قضیه‌ى نامناسبى بود ... اینجور كارها، هم خلاف شرع است، هم خلاف قانون است، هم خلاف اخلاق است، هم تضییع حقوق اساسى مردم است

 

 توقع بنده از مسئولین این است كه حالا كه رفتار دشمن شدت پیدا كرده است، شما هم رفاقتهاتان را با هم شدت بدهید و بیشتر با هم باشید

 

این حرفى كه من امروز زدم و از بعضى از مسئولان و سران كشور گله‌گزارى كردم، موجب نشود كه حالا یك عده‌اى راه بیفتند، بنا كنند علیه این و آن شعار دادن؛ نه، بنده با این كار هم مخالفم

ادامه ی عاشقی

خب، این مذاكره كه به درد نمیخورد؛ این مذاكره كه به جائى نمیرسد. حالا گیرم دولت ایران قبول كرد، رفتند نشستند با آمریكائى‌ها مذاكره كردند. وقتى هدف این است، این چه مذاكره‌اى است؟ خب، معلوم است كه ایران از حقوق خودش دست‌بردار نیست. هر جائى كه در اثناى مذاكره ببینند طرف مقابل یك حرف منطقى‌اى میزند و آنها كم مى‌آورند، در مقابل ایران همان جا مذاكره را قطع میكنند؛ میگویند ایران حاضر نیست حرف بزند! شبكه‌هاى خبرى و سیاسى هم دست آنهاست؛ تبلیغات میكنند. این را ما تجربه كردیم. در این ده پانزده سال گذشته، دو سه مرتبه اتفاق افتاد كه آمریكائى‌ها سر یك موضوع مشخصى به مسئولین ما پیغام دادند، اصرار كردند كه یك امر خیلى لازمِ فورىِ فوتىِ واجبى است، بیاید بنشینیم یك صحبتى بكنیم. خب، مأمورین دولتى - معمولاً یك نفر، دو نفر - رفتند یك جائى نشستند صحبت كردند؛ بمجرد اینكه حرف منطقى اینها بیان شد و آنها جوابى نداشتند، یكجانبه مذاكره‌ها قطع شد! البته استفاده‌ى تبلیغاتى‌شان را هم كردند. این، تجربه‌ى ماست. خب، «من جرّب المجرّب حلّت به النّدامة».(۲)
 
نكته‌ى چهارم: در تبلیغات وانمود میكنند كه اگر ایران با آمریكا سر میز مذاكره بنشیند، تحریمها برداشته میشود. این هم دروغ است. هدفشان این است كه با وعده‌ى برداشتن تحریمها، ملت ایران را وادار كنند كه اشتیاق به مذاكره‌ى با آمریكا پیدا كند. تصور آنها این است كه ملت ایران دیگر از تحریمها به ستوه آمده‌اند، پدرشان دارد در مى‌آید، همه چیز به هم ریخته است؛ پس ما بگوئیم خیلى خوب، بیائید مذاكره كنید تا تحریم را برداریم، یكهو جمعیت ملت ایران راه بیفتند كه بله، بیائید مذاكره كنیم.
 
این حرف هم از همان حرفهاى غیر منطقى و همراه با فریب و یك وسیله‌اى براى زورگوئى است. اولاً - همان طور كه عرض كردیم - اینكه میگویند بیائید مذاكره كنیم، مقصودشان از مذاكره، واقعاً یك گفتگوى عادلانه و منطقى نیست؛ مذاكره یعنى شما بیائید حرفهاى ما را قبول كنید، تسلیم شوید، تا ما تحریمها را برداریم. خب، اگر ملت ایران میخواستند تسلیم شوند، چرا انقلاب كردند؟ آمریكا بر اوضاع ایران مسلط بود و هر كار دلش میخواست، میكرد. ملت ایران انقلاب كردند براى اینكه از زیر یوغ آمریكا خارج شوند؛ حالا بیایند بنشینند باز مجدداً تسلیم شما شوند؟ این، اشكال اول.
 
اشكال بعد این است كه تحریمها با مذاكره برداشته نخواهد شد؛ این را من به شما عرض بكنم. هدف تحریمها چیز دیگرى است. هدف تحریمها خسته كردن ملت ایران است، جدا كردن ملت ایران از نظام اسلامى است. مذاكره هم كه انجام بگیرد، اگر ملت ایران باز در صحنه باقى باشد و بر حقوق خود اصرار بورزد، این تحریمها وجود خواهد داشت. ملت ایران در مقابل این فكر غلط دشمن چه كار میكند؟
 
ببینید، یك ملاحظه‌اى در ذهن طرفهاى مقابل ما هست كه این ملاحظه را باز كنیم، تحلیل كنیم. آنها میگویند تكیه‌ى نظام جمهورى اسلامى به این مردم است؛ اگر توانستیم این مردم را از نظام جمهورى اسلامى جدا كنیم، قدرت مقاومت از نظام جمهورى اسلامى گرفته خواهد شد. این فكرِ طرف مقابل ماست. خب، این فكر دو قسمت دارد؛ یك قسمتش را درست فهمیدند، یك قسمتش را غلط فهمیدند، غلط كردند. آن قسمتى كه درست فهمیدند، این است كه بله، تكیه‌ى جمهورى اسلامى به این مردم است؛ پشتوانه‌ى نظام اسلامى، هیچ كس جز انبوه توده‌هاى عظیم ملت ایران نیست؛ حصار این كشور و این نظام، همین مردمند. آنچه كه غلط فهمیدند، این است كه خیال كردند با فشار تحریم، با زورگوئى در زمینه‌ى مسائل بین‌المللى و بازرگانى و تولید و غیره، خواهند توانست ملت ایران را به زانو در بیاورند و عاجز كنند. اگر فكر میكنند خواهند توانست این پشتوانه را از جمهورى اسلامى بگیرند، اینجا را اشتباه كرده‌اند.
 
بله، ملت ایران در مقابل آنچه كه دشمن میخواهد انجام دهد، دنبال تدبیر خواهد بود. ملت ایران دنبال شكوفائى اقتصادى، رونق اقتصادى و رفاه كامل است؛ اما ملت ایران نمیخواهد این را از راه ذلت در مقابل دشمن به دست بیاورد؛ این را میخواهد با نیروى خود، با عزم خود، با شجاعت خود، با پیشروى خود، با توانائى جوانانش به دست آورد؛ لا غیر. بله، تحریم، فشار است، آزار است - شكى نیست - اما در مقابله‌ى با این فشار و آزار، دو راه وجود دارد: ملتهاى ضعیف وقتى كه دشمن فشار آورد، میروند در مقابل دشمن تسلیم میشوند، خشوع میكنند، توبه میكنند. اما ملت شجاعى مثل ایران بمجرد اینكه دید دشمن دارد فشار مى‌آورد، سعى میكند نیروهاى درونى خود را فعال كند، با قدرت و شجاعت از منطقه‌ى خطر عبور كند؛ و همین كار را خواهد كرد. این هم تجربه‌ى سى ساله‌ى ماست.
 
كشورهائى در همین منطقه‌ى ما هستند و سى و چند سال در مشت آمریكا بودند، دولتهاشان نوكر و مطیع و فرمانبر آمریكا بودند؛ آنها كجا هستند؟ ملت ایران هم سى و چند سال در مقابل آمریكا ایستاده؛ ملت ایران كجاست؟ در مقابل سى سال فشار آمریكا، ملت ما از لحاظ پیشرفت علمى، پیشرفت اقتصادى، پیشرفت فرهنگى، آبروى بین‌المللى، نفوذ و اقتدار سیاسى، به جائى رسیده است كه در دوران رژیمهاى پهلوى و قاجار خوابش را هم نمیدیدند؛ نه مردم، نه مسئولان. ما تجربه كردیم، ما امتحان كردیم. سى سال ما در مقابل فشارهاى آمریكا ایستاده‌ایم، اینجائیم؛ ملتهائى هم هستند كه سى سال تسلیم آمریكا شدند و مراحل متعددى عقبند. ما بدى ندیدیم از ایستادگى، از مقاومت. مقاومت، نیروى درونى یك ملت را احیاء میكند و به فعلیت میرساند. همین تحریمهائى كه میكنند، به كمك ملت ایران خواهد آمد و ملت ایران را به اذن اللّه و به حول و قوه‌ى الهى به رشد و شكوفائى خواهد رساند. این، نكته‌ى مهمى است.
 
خب، امسال شما دیدید در این راهپیمائى، مردم چه كردند. نمیشود گفت مردم از گرانى و مشكلات شكایتى ندارند؛ چرا، گرانى هست، مشكلات اقتصادى هست، مردم هم آن را لمس میكنند - مخصوصاً طبقات ضعیف - اما این موجب نشد كه مردم بین خودشان و نظام اسلامى فاصله بیندازند. مردم میدانند كه آن دست قدرتمندى كه بتواند این مشكلات را حل كند، نظام اسلامى است؛ آن اسلام عزیز و اسلام مقتدر و مسئولانى است كه به اسلام پایبندند؛ اینها میتوانند مشكلات را برطرف كنند. تسلیم شدن در مقابل دشمنان، مشكلى را برطرف نمیكند.
 
نكته‌ى آخر: ما بعكس آنها، منطقى هستیم. مسئولین ما منطقى‌اند، ملت ما منطقى‌اند. حرف منطقى و كار منطقى را ما قبول داریم. آمریكائى‌ها نشان بدهند كه زور نمیگویند، نشان بدهند كه شرارت نمیكنند، نشان بدهند كه در حرف و عملشان غیر منطقى حرف نمیزنند و عمل نمیكنند، نشان بدهند كه به حقوق ملت ایران احترام میگذارند، نشان بدهند كه در منطقه آتش‌افروزى نمیكنند، نشان بدهند كه در مسائل ملت ایران دخالت نمیكنند؛ آنچنان كه در فتنه‌ى ۸۸ دخالت كردند، از فتنه‌گران پشتیبانى كردند، شبكه‌هاى اجتماعى را در خدمت فتنه‌گران قرار دادند - یك شبكه‌ى اجتماعى آن روزها میخواست براى تعمیرات تعطیل كند، گفتند تعطیل نكن؛ براى اینكه بتوانند روى فتنه و آتش فتنه اثر بگذارند! - این كارها را نكنند، خواهند دید جمهورى اسلامى یك نظام خیرخواه است؛ مردم، مردم منطقى‌اى هستند. راه تعامل با جمهورى اسلامى فقط این چیزى است كه گفتیم و لاغیر؛ از این راه میتوانند با جمهورى اسلامى تعامل داشته باشند. آمریكائى‌ها باید حسن نیت خودشان را اثبات كنند؛ نشان بدهند كه درصدد زورگوئى نیستند. اگر چنانچه این را نشان دادند، آن وقت خواهند دید كه ملت ایران پاسخ خواهد داد. شرارت نباشد، دخالت نباشد، زورگوئى نباشد، شناختن حقوق ملت ایران باشد، آن وقت جواب مناسب از طرف ایران داده خواهد شد.
 
یك نكته هم راجع به مسائل داخلى كشورمان عرض كنم، كه این هم مسئله‌ى مهمى است. قضیه‌اى در مجلس پیش آمد؛ قضیه‌ى بدى بود، قضیه‌ى نامناسبى بود؛ هم ملت را ناراحت كرد، هم نخبگان را ناراحت كرد. بنده‌ى حقیر هم از دو جهت ناراحت شدم: هم خودم در مقابل این قضایا احساس تأثر میكنم؛ هم به خاطر ناراحتى مردم، انسان احساس تأثر میكند. خب، رئیس یك قوه به استناد یك اتهامِ ثابت نشده و مطرح نشده‌اى در دادگاه، دو قوه‌ى دیگر را متهم كرد؛ این كار بدى بود، این كار نامناسبى بود؛ اینجور كارها، هم خلاف شرع است، هم خلاف قانون است، هم خلاف اخلاق است، هم تضییع حقوق اساسى مردم است. یكى از حقوق اساسى مهم مردم این است كه در آرامش روانى و در امنیت روانىزندگى كنند؛ در كشور امنیت اخلاقى برقرار باشد. اگر یك فردى متهم به فساد است، نمیشود به خاطر او انسان دیگران را متهم كند؛ حتّى اگر ثابت هم میشد، چه برسد به اینكه ثابت نشده است، دادگاهى نرفته، محاكمه‌اى نشده. به استناد متهم كردن یك نفر، انسان بیاید دیگران را، مجلس را، قوه‌ى قضائیه را متهم كند؛ این كار درست نیست، این كار غلط است. بنده فعلاً نصیحت میكنم. این كار، كار شایسته‌اى براى نظام جمهورى اسلامى نیست. آن طرف قضیه هم، اصل این استیضاحى كه در مجلس انجام گرفت، غلط بود. خب، استیضاح باید یك فایده‌اى داشته باشد. چند ماه به پایان كار دولت، استیضاح یك وزیر، آن هم باز با یك علت و دلیلى كه مربوط به خود آن وزیر نیست، چه معنى دارد؟ چرا؟ این هم غلط بود. این هم كه شنیدم در داخل مجلس كسانى حرفهاى نامناسبى بر زبان آوردند، این هم غلط است. همه‌ى این قضایا، قضایاى نامتناسبى است با نظام جمهورى اسلامى؛ نه آن متهم كردن، نه آن برخورد كردن، نه آن استیضاح. دفاعى هم كه رئیس محترم قوه از خودش كرد، آن هم یك قدرى زیاده‌روى بود؛ لزومى نداشت.
 
وقتى ما همه با هم برادریم، وقتى دشمن مشترك جلوى روى ما هست، وقتى توطئه را مى‌بینیم، چه كار باید بكنیم؟ تا امروز مسئولین در مقابل توطئه‌هاى دشمن همیشه كنار هم ایستاده‌اند، حالا هم باید همین جور باشد، همیشه هم باید همین جور باشد.
 
من از مسئولان قوا و مسئولان كشور همیشه حمایت كردم؛ باز هم هر كسى كه مسئولیتى بر دوش دارد، بنده از او حمایت میكنم، به او كمك میكنم؛ اما این كارها را نمى‌پسندیم؛ این كارها متناسب با تعهدها نیست؛ با سوگندهائى كه خورده شده، مناسب نیست. این ملت عظیم را ببینند؛ شایسته‌ى این ملت، رفتار دیگرى است. امروز مسئولان باید همه‌ى تلاششان را بكنند براى اینكه گره‌هاى اقتصادى را باز كنند، مشكلات را برطرف كنند. بنده سه چهار سال قبل از این، در صحبت اول سال صریحاً به مردم و به مسئولین گفتم كه نقشه‌ى دشمنان ملت ایران از حالا به بعد، بیش از همه، نقشه‌ى اقتصادى است. خب، مى‌بینید كه همین جور شد. هم دولت، هم مجلس، همه‌ى نیرویشان را، همه‌ى فكر و ذكرشان را متمركز كنند بر روى سیاستهاى درست اقتصادى. چند سال قبل از این، بنده درباره‌ى فساد اقتصادى، به رؤساى قوا نامه دادم. خب، با فساد اقتصادى مبارزه كنید. به زبان گفتن كه مطلب تمام نمیشود؛ عملاً با فساد مبارزه كنید. هى بگوئیم مبارزه با فساد اقتصادى. خب، كو؟ در عمل چه كار شد؟ چه كار كردید؟ اینهاست كه انسان را متأثر میكند.
 
توقع بنده از مسئولین این است كه حالا كه رفتار دشمن شدت پیدا كرده است، شما هم رفاقتهاتان را با هم شدت بدهید و بیشتر با هم باشید. تقوا، تقوا، تقوا، صبر، میدان ندادن به احساسات سركش، ملاحظه‌ى مصالح كشور، متمركز كردن همه‌ى توان و نیرو براى حل مشكلات مردم و مشكلات كشور؛ این توقع ماست. امیدواریم ان‌شاءاللّه این نصیحتِ خیرخواهانه و مشفقانه مورد توجه مسئولین محترم، بخصوص مسئولین بالا قرار بگیرد؛ به این مسئله پایبند باشند.
 
این را هم عرض بكنیم؛ این حرفى كه من امروز زدم و از بعضى از مسئولان و سران كشور گله‌گزارى كردم، موجب نشود كه حالا یك عده‌اى راه بیفتند، بنا كنند علیه این و آن شعار دادن؛ نه، بنده با این كار هم مخالفم. اینكه شما یك نفر را به عنوان ضد ولایت، ضد بصیرت، ضد چه، مشخص كنید، بعد یك عده‌اى راه بیفتند علیه او  شعار بدهند، مجلس را به هم بزنند، بنده با این كارها هم مخالفم؛ این را من صریح بگویم. این كارهائى كه در قم اتفاق افتاد، بنده با اینجور كارها مخالفم. آن كارهائى كه در مرقد امام اتفاق افتاد، بنده با اینجور كارها مخالفم. بارها به مسئولین و كسانى كه میتوانند جلوى این چیزها را بگیرند، تذكر داده‌ام. آن كسانى كه این كارها را میكنند، اگر واقعاً حزب‌اللّهى و مؤمنند، خب نكنند. مى‌بینید كه تشخیص ما این است كه این كارها به ضرر كشور است، این كارها به نفع نیست. با احساساتشان راه بیفتند اینجا، آنجا، علیه این شعار بدهند، علیه آن شعار بدهند؛ این شعاردادن‌ها كارى از پیش نمیبرد. این خشمها را، این احساسات را براى جاى لازم نگه دارید. در دوران دفاع مقدس اگر بسیجى‌ها میخواستند همین طور بروند یك جائى، طبق میل خودشان حمله كنند، كه خب پدر كشور در مى‌آمد. نظمى لازم است، انضباطى لازم است، مراعاتى لازم است. اگر چنانچه به این حرفها اعتنائى ندارند، آنها كه خب حسابشان جداست؛ اما آن كسانى كه به این حرفها اعتناء دارند و مقیدند كه برخلاف موازین شرع حركت نكنند، باید مراقبت كنند، از این كارها نكنند.
 
البته ملت ایران به لطف الهى، به هدایت الهى، ملت بصیرى است. من به شما عرض بكنم جوانها ! آن روزى كه ما نیستیم و شما هستید، بدانید آن روز ملت ایران وضعش، افقش، زندگى مادى و معنوى‌اش، بمراتب از امروز بهتر خواهد بود. حركت ملت ایران به سمت روشنى است، افقها روشن است. ما یك قدرى باید مراقب خودمان باشیم.
 
از خداوند متعال هم باید كمك بگیریم؛ از ارواح طیبه‌ى شهدا و روح مطهر امام هم باید كمك بگیریم. ان‌شاءاللّه دعاى حضرت بقیةاللّه الأعظم (ارواحنا فداه) شامل حال ما و شما بشود.
   
والسّلام علیكم و رحمةالله و بركاته‌
 

۱) «آرام دل ایران، شما هستید». پاسخ متقابل مردم: «بیز اولمگ راضى یوخ، خامنه‌اى سرباز یوخ»؛ ما آماده‌ى جان دادنیم، سرباز خامنه‌اى هستیم.
۲) «آزموده را آزمودن، خطاست

 

 





نوشته شده در تاریخ شنبه 28 بهمن 1391 توسط صبورا .


پونیشا :: نیروی کار مجازی