تبلیغات
عشق یعنی ...

                    عشق یعنی ...

به نام خدای عاشقی ها

عشق یعنی لافتی الا علی
عشق یعنی رهبرم سید علی


قسمت اول


ما سال گذشته گفتیم حمایت از كار و سرمایهى ایرانى. این قضیه كه در یك سال تمام نمیشود. حالا دوستان و مسئولان گزارشهائى میدهند كه این كارها انجام گرفته است؛ خیلى خوب، خداوند به هر كارى كه با نیت صحیح انجام میگیرد، بركت بدهد؛ ولى باید كار به صورت جدى و محورى دنبال شود؛ این به عهدهى همهى مردم است.

 

ما گفتیم: تولید داخلى؛ كار ایرانى، سرمایهى ایرانى. این معنایش این است كه زرق و برق نامهاى فرنگى چشمها را به خودش جلب نكند. همه بدانند كه این محصولى كه دارند میخرند، میتواند یك كارگر ایرانى را برخوردار كند؛ میتواند او را محروم كند، یك كارگر خارجى را برخوردار كند

 

برخی به جاى اینكه دنبال نشانهى تولید ایرانى بگردند، دنبال نشانههاى تولید خارجى میگردند؛ این انحراف است، این خطا است. همهى مردم مخاطب این بیانند

 

من تأكید میكنم، اصرار میكنم، از همهى ملت ایران درخواست میكنم، بروید به سمت مصرف تولیدات داخلى؛

 

ما عرض كردیم «حماسهى سیاسى» و «حماسهى اقتصادى» حماسه یعنى واقعهى جهادگونه و پرشور؛ این را باید ملت ایران و مسئولان كشور مورد نظر قرار دهند حماسهى سیاسى و حماسهى اقتصادى، دو توأمانند؛ هر كدامى دیگرى را تقویت میكند و حفظ میكند و نگه میدارد

 

میگویند كه ما با مردم دشمن نیستیم. دروغ میگویند؛ راحت، با وقاحت! بیشترین فشار براى این است كه مردم ناراحت شوند، مردم در تنگنا قرار بگیرند، مردم زیر فشار قرار بگیرند، شاید بتوانند به این وسیله بین مردم و نظام اسلامى فاصله ایجاد كنند. هدف، فشار بر مردم است

 

حماسهى سیاسى یعنى حضور آگاهانهى مردم در صحنهى سیاست كشور و مدیریت كشور؛ نمونهى بارزش همین حادثهى انتخابات است كه اندكى بعد انشاءاللَّه به توفیق الهى، در وقت مقرر، با حضور و شركت شوقآفرین مردم انجام خواهد گرفت



ادامه ی عاشقی را ببینید
بسماللهالرّحمنالرّحیم

خوشامد عرض میكنم به شما برادران و خواهران عزیز، نیروهاى ارزشمند شكوفائى و پیشرفت كشور؛ چهرههاى نجیب و متعهدى كه یكى از دشوارترین بخشهاى ادارهى كشور و پیشرفت كشور را برعهده گرفتهاید و در راه سعادت این ملت، بار سنگین كار را بر دوش خودتان دارید حمل میكنید. خداوند قدردان زحمات شما و تلاشهاى شما باشد و انشاءاللَّه همهتان مشمول اجر و ثواب الهى باشید.
در مناسبت روز كارگر، معمول است كه صاحبان قلم و بیان و گویندگان و نویسندگان به مناقب قشر كارگر میپردازند؛ كه البته بجا است. با قطع نظر از اینكه گفتن و نوشتن چقدر در بالا بردن و ارتقاء بخشیدن به رتبهى كارگر داراى ارزش و اهمیت است، منقبت اصلى و محورى براى نیروى كار در یك جامعه این است كه كارگر با تن خود، با جان خود، با مغز خود، حركت پیشرفت كشور و آسایش مردم را تأمین میكند. درست است كه عوامل دیگرى هم در این عرصه مؤثرند - مانند نیروى سرمایه، نیروى مدیریت - و در جاى خود باید قدر آنها هم دانسته شود، ولى كارگر این كار را با جسم و جان خود انجام میدهد؛ این یك ارزش مضاعف است
اگر در یك كشورى نیروى انسانىِ كار نباشد، یا ضعیف باشد، یا غیر ماهر باشد، یا فكر او و ذهن او دستخوش جریانات سیاسى گوناگون باشد، آن كشور فلج خواهد شد. شما مجموعهى كارگرى كشور ستون فقراتید، و به طور عمده شما هستید كه از فلج شدن كشور جلوگیرى میكنید؛ این باید دانسته شود، این را باید همهى مردم بفهمند و بدانند. هم در عرصهى فرهنگسازى باید مردم به ارزش كار پى ببرند؛ هم در عرصهى عملى، قانونگذاران و مجریان باید به طور دائم این عناصر را مورد توجه قرار دهند. اگر قشر كارگر در یك كشورى برخوردار از رفاه بود، برخوردار از امید بود، برخوردار از امنیت شغلى بود، حركت این كشور به سوى پیشرفت، آسان خواهد شد؛ این یك حقیقتى است؛ این را باید همهى ما درك كنیم
بنده اعتقاد دارم كه در كشور ما اهمیت طبقهى كارگر حتّى از این هم بالاتر است. آنچه گفته شد، مربوط به همه جا است، مربوط به همهى كشورها است؛ اما در اینجا یك چیز مضاعفى هم وجود دارد و آن این است كه كارگران علاوه بر انجام دادن وظائف شغلى، وظائف انقلابى و كشورى را هم خوب انجام دادند. هم در آغاز انقلاب و پیروزى انقلاب، حركت عظیم كارگران یكى از كلیدهاى فتح بود - كارگران شركت نفت و غیره و غیره - هم در دوران جنگ تحمیلى. در جبهه، به هر طرف انسان نگاه میكرد، جوانان كارگر، میانسالان كارگر، خلأها را پر كرده بودند. در جریانات گوناگون سیاسى هم، كارگرها اسیر اغواى كسانى نشدند كه میخواستند مجموعهى كارگرى را در مقابل انقلاب و در مقابل نظام اسلامى قرار دهند. اینها چیز كمى نیست. البته خیلىها این حقایق را نمیدانند؛ ما از نزدیك لمس كردیم
من در همان روزهاى پیروزى انقلاب، در یك مجموعهى كارگرى در قسمت غرب تهران، خودم شخصاً حضور پیدا كردم؛ دیدم دشمنان اسلام و دشمنان انقلاب چه كار دارند میكنند؛ چه طرحهائى، چه برنامههائى، چه نقشههائى دارند؛ براى اینكه در همین آغاز كار، در همین ابتداى سر زدنِ اولین پرتوهاى انقلاب بتوانند به وسیلهى قشر كارگر، نفوذ سیاسىِ وابستهى خودشان به برخى از قدرتها را تحكیم كنند. این را من از نزدیك دیدم. و در مقابل دیدم كه طبقهى كارگر مؤمن ما، به بركت ایمان، به بركت اعتماد به امام بزرگوار و به روحانیت، با چه صراحتى، با چه شجاعتى در مقابل آنها ایستاد؛ و این در طول سالهاى متمادى تكرار شد. امروز سى و چهار سال از آن روزها میگذرد. خیلىها خواستند، تلاش كردند، پول خرج كردند، براى اینكه بتوانند طبقهى كارگر را در مقابل نظام اسلامى قرار دهند؛ اما طبقهى كارگر ایستاد؛ این خیلى مهم است. اینها ارزش مجموعهى كارگرى ما را، ارزش انسانىشان را، ارزش انقلابىشان را، ارزش تمدنىشان را براى ما روشن میكند؛ اینها باید فرهنگ شود؛ این را باید همه بدانند، همه بفهمند؛ و شما كارگرها باید افتخار كنید.
خب، ما سال گذشته گفتیم حمایت از كار و سرمایهى ایرانى. این قضیه كه در یك سال تمام نمیشود. حالا دوستان و مسئولان گزارشهائى میدهند كه این كارها انجام گرفته است؛ خیلى خوب، خداوند به هر كارى كه با نیت صحیح انجام میگیرد، بركت بدهد؛ ولى باید كار به صورت جدى و محورى دنبال شود؛ این به عهدهى همهى مردم است. این فرهنگسازى كه عرض كردیم، یك بخش مهمش اینجا است
ما گفتیم: تولید داخلى؛ كار ایرانى، سرمایهى ایرانى. این معنایش این است كه زرق و برق نامهاى فرنگى چشمها را به خودش جلب نكند. همه بدانند كه این محصولى كه دارند میخرند، میتواند یك كارگر ایرانى را برخوردار كند؛ میتواند او را محروم كند، یك كارگر خارجى را برخوردار كند. البته ما همهى بشریت را دوست داریم، اما خب كارگر ایرانى دارد براى سربلندى این كشور تلاش میكند؛ جزو مغتنم و عزیز پیكرهى این ملت است؛ او را باید تأیید كرد، او را باید تقویت كرد. بعضىها این را نمیفهمند و درك نمیكنند، یا برایشان نشانهى تولید ایرانى و تولید خارجى فرق نمیكند؛ یا حتّى بعكس، به جاى اینكه دنبال نشانهى تولید ایرانى بگردند، دنبال نشانههاى تولید خارجى میگردند؛ این انحراف است، این خطا است. همهى مردم مخاطب این بیانند
من تأكید میكنم، اصرار میكنم، از همهى ملت ایران درخواست میكنم، بروید به سمت مصرف تولیدات داخلى؛ این كار كوچكى نیست، این كار كماهمیتى نیست؛ این یك كار بزرگ است. البته دستگاههاى حكومتى و دولتى - دولتى به معناى عام - در این جهت وظیفهى مضاعف دارند. فلان وزارتخانه، فلان سازمان، فلان اداره وقتى میخواهد جنس داخلىِ خودش را تأمین كند، مطلقاً باید از جنس خارجى استفاده نكند؛ بروند سراغ تولیدات داخلى. البته از این طرف هم از تولید كنندهى داخلى - چه آن مدیر، چه آن كارگر، چه آن سرمایهگذار - خواسته میشود و اصرار میشود كه كار را تمیز، درست و كامل ارائه دهند. هر دوى اینها اشارهى اسلام و دستور دین مقدس ما استاستحكام كار را خدا از ما خواسته است، احترام به كارگر را هم خدا از ما خواسته است؛ امنیت زندگى و شغلى كارگر را خدا از ما خواسته است، امنیت سرمایه را هم خدا از ما خواسته است
اینها وقتى در كنار هم مورد ملاحظه قرار بگیرند، این افراط و تفریطهائى كه با نامهاى گوناگون به وجود آمد، چه در منطقهى فعالیت اقتصاد لیبرال و به قول خودشان آزاد - آزاد یعنى آزاد براى سرمایهدار، اما زندان و حبس و فشار براى طبقهى مظلوم و فقیر؛ كه امروز شما دارید در اروپا واكنشها و بازخوردهایش را ملاحظه میكنید - و چه در عرصهى سوسیالیسم، به وجود نمىآمد. بزرگترین دلیل بر غلط بودن اقتصادِ به اصطلاح لیبرال همین حوادثى است كه امروز در اروپا و به شكل دیگرى در آمریكا وجود دارد. در میدان عمل و در عرصهى تجربه، اقتصاد سرمایهدارى نشان داد كه غلط است، ناكام است؛ حتّى به سود خود آن طبقاتى كه این اقتصاد براى حمایت از آنها به وجود آمد، نیست. حالا طبقهى كارگر كه سالهاى متمادى در آنجاها لگدمال میشد، اما حتّى به سود خود سرمایهدار و بانكدار و صاحبان كارتلها و تراستها هم نیست؛ و این هنوز اولِ كار است، بعد از این بدتر هم خواهد شد. هى وعده میدهند كه درستش میكنیم؛ نخواهند توانست درست كنند. این راه، راه سراشیبِ لغزان است؛ دارند میروند پائین، و این یك بخشى از تزلزل تمدن مادى و غلط غرب است؛ بخش اخلاقى و اعتقادى و نظرى و فكرىشان هم كه جدا است. اینها براى ما تجربه است. آن بخش عرصهى سوسیالیسم و اینها هم كه خب، سالها پیش ناتوانى و ناكامىاش ظاهر شد
اسلام نگاه متعادل، انسانمدار و عدالتمدار به همهى عرصهها دارد، از جمله به این عرصه؛ هم رعایت این طرف، هم رعایت آن طرف؛ برادرى اینها با همدیگر، نه تضاد آنها؛ و همه متوجه به تكلیف الهى و به این كه خداى متعال ناظر و حاضر است. اینها باید بشود فرهنگ زندگى ما، و همین جور عمل كنیم.





نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 18 اردیبهشت 1392 توسط صبورا .
طبقه بندی: صدای سخن عشق (بیانات، پیام ها و ...) 


پونیشا :: نیروی کار مجازی