تبلیغات
عشق یعنی ...

                    عشق یعنی ...

به نام خدای عاشقی ها

عشق یعنی لافتی الا علی
عشق یعنی رهبرم سید علی


قسمت اول




این كه ما از سطح روستا و شهر تا سطح كشور، كارها را، تصمیمها را، در نهایت به دست مردم میسپریم، خیلى حادثهى مهمى است. شوراها مظهر یك چنین چیزى است

 

برگزارى انتخابات در كشور، از افتخارات جمهورى اسلامى است

 

خیلىها خواستند انتخابات را كمرنگ كنند، از وقت مقرر عقب بیندازند، حضور مردم را در آن كمرنگ و بىرونق كنند - براى این كار، انگیزه داشتند - اما نتوانستند؛ تا امروز نتوانستند، بعد از این هم به توفیق الهى نخواهند توانست

 

آنها چرا انگیزه دارند انتخابات را كمرنگ كنند؟ چون دشمن میداند كه قوام جمهورى اسلامى، متكى به رأى و حضور مردم است.

 

اتكاء جمهورى اسلامى و اقتدار جمهورى اسلامى به دلهاى مردم است، به عواطف و احساسات مردم است، به خرد و اندیشه و بصیرت مردم است. اگر در طول سى و چند سال، با این همه تلاش نتوانستند جمهورى اسلامى را متزلزل كنند، به خاطر این است؛

 

دشمن میخواهد خواستههاى خود را بر جمهورى اسلامى تحمیل كند، جمهورى اسلامى را سربهفرمان خود قرار دهد؛ و این در صورتى میتواند اتفاق بیفتد كه جمهورى اسلامى ضعیف باشد. با حضور مردم، جمهورى اسلامى قوّت میگیرد؛


ادامه ی عاشقی را ببینید

بسماللّهالرّحمنالرّحیم

خوشامد عرض میكنم به همهى برادران و خواهران عزیز؛ امانتداران امانت بزرگ و ارزشمند ملى و اسلامى. هر كدام كه در هر بخشى از این مجموعهى بزرگ قرار دارید، به نوبهى خود، كار مهم، اساسى، مؤثر، باارزش و انشاءاللّه ماندگارى را بر عهده خواهید داشت و عمل خواهید كرد؛ چه شوراى محترم نگهبان و مجموعهى نظارتىِ مرتبط با این شورا، چه وزارت محترم كشور و مجموعههاى مردمى و دولتىِ عظیمى كه وابستهى به این تشكیلات هستند، چه مسئولان حفظ فضاى امن و سالم انتخاباتى؛ مثل نیروى انتظامى و دیگران.

قبل از شروع عرایضِ كوتاهى كه در این زمینه خواهم داشت، لازم است اشارهاى بكنم به یك حادثهى تلخى كه این روزها اتفاق افتاد؛ كه هم خود حادثه تلخ بود، هم حاكى از دستهاى پشت پردهى زیادى بود؛ و آن، حادثهى تخریب قبر صحابى جلیلالقدر، حجربنعدى (رضوان اللّه تعالى علیه و سلام اللّه علیه) و اهانت به پیكر این بزرگوار بود. از جهاتى این قضیه تلخ است: خود اهانت به یك صحابى كه از بزرگان اصحاب پیغمبر است و از حواریین امیرالمؤمنین (علیه الصّلاة و السّلام) است و شهید در راه خدا است، قبر او را بعد از هزار و چهار صد سال بشكافند، جسد مطهر او را بیرون بیاورند و مورد اهانت قرار دهند، یك حادثهى بسیار تلخ و غمانگیزى است. در كنار این، تلخى دیگرى كه وجود دارد، این است كه در میان مجموعهى مسلمانان و امت اسلامى كسانى پیدا شوند كه با افكار پلید و متحجر و عقبمانده و خرافى خود، تجلیل از بزرگان و برجستگان و چهرههاى نورانى صدر اسلام را شرك بدانند، كفر بدانند؛ واقعاً این مصیبتى است. اینها همان كسانى هستند كه گذشتگانشان قبور ائمه (علیهمالسّلام) را در بقیع ویران كردند. آن روز كه در دنیاى اسلام، از شبهقارهى هند گرفته تا آفریقا، علیه اینها قیام كردند، اگر اینها جرأت میكردند، قبر مطهر پیغمبر را هم ویران میكردند، با خاك یكسان میكردند. ببینید چه فكر باطلى، چه روحیهى پلیدى، چه انسانهاى بداندیشى، احترام به بزرگان را اینجورى بخواهند نقض كنند و هتك كنند و این را جزو وظائف دینى بشمرند! در آن وقتى كه اینها بقیع را ویران كردند، این را بدانید؛ سرتاسر دنیاى اسلام علیه اینها اعتراض كرد. عرض كردم؛ از شرق جغرافیاى اسلام - از هند - تا غرب جغرافیاى اسلام، علیه اینها بسیج شدند.
اینها به عنوان اینكه این كارها پرستش است، این اقدامهاى خبیث را میكنند! رفتن سر قبر یك انسانى و طلب رحمت كردن براى او از خداى متعال، و طلب رحمت كردن براى خود در آن فضاى معنوى و روحانى، شرك است؟ شرك این است كه انسان بشود ابزار دست سیاستهاى اینتلیجنس انگلیس و سى.آى.اى آمریكا و با این اعمال، دل مسلمانان را غمدار كند، آزرده كند. اینها اطاعت و عبودیت و خاكسارى در مقابل طواغیت زنده را شرك نمیدانند، احترام به بزرگان را شرك میدانند! خود این، یك مصیبتى است. جریان تكفیرىِ خبیث كه امروز در دنیاى اسلام به بركت برخى از منابع مادى، متأسفانه پول و امكانات هم در اختیار دارند، یكى از مصائب اسلام است.
بحمداللّه شیعیان در هر نقطهاى كه بودند - چه در اینجا، چه در عراق، چه در پاكستان، چه در هر نقطه از نقاطى كه شیعیان با قضیهى این چند روز مواجه شدند - نشان دادند كه داراى رشد فكرىاند. دشمن میخواهد با این كار، آتش نزاعهاى شیعه و سنى را تقویت كند؛ لیكن جامعهى بزرگ شیعى، خانوادهى بزرگ پیروان اهلبیت نشان دادند كه فریب این بازى را نمیخورند. برادران اهل سنت هم در بسیارى از نقاط این كار را محكوم كردند؛ آنها هم آگاهى و بینش خود را نشان دادند. این باید ادامه پیدا كند. این از آن قضایائى نیست كه دو روز، سه روز، پنج روز، یك هفته، یك سر و صدائى در دنیا درست كند، بعد رها شود. اینها اگر چنانچه به وسیلهى مسلمانها به طور كامل محكوم نشوند و بزرگان علمى و بزرگان روشنفكرى و بزرگان سیاسى وظیفهى خودشان را در مقابل اینها انجام ندهند، این فتنهها به اینجاها منحصر نمیماند؛ بلائى به جان جامعهى اسلامى مىافتد و روزبهروز این آتش توسعه پیدا میكند. باید جلوى این فتنهها را بگیرند؛ چه از طرق سیاسى، چه از طرق فتواهاى دینى، چه از طرق مقالههاى روشنگرِ نویسندگان و روشنفكران و نخبگان فكرى و سیاسى در دنیا. توجه شود به این كه در این كارها دستهاى پنهان دشمن نشانههاى خودش را دارد نمایان میكند؛ این چیزى نیست كه انسان بتواند این را ندیده بگیرد. آنهائى كه براى تخریب یك اثر باستانى در دنیا عزا میگیرند و هیاهو میكنند، در مقابل این پدیده سكوت كردهاند؛ چه سازمانهاى بینالمللى، چه شخصیتهاى بینالمللى، چه سیاسیونى كه از این كوردلها دارند حمایت میكنند؛ این نشان دهندهى این است كه در قضیه داخلند؛ این قضیه، دستها را نشان میدهد.
این را بدانید: «انّ ربّك لبالمرصاد».(1) خداى متعال میفرماید: «انّهم یكیدون كیدا. و اكید كیدا»؛(2) آنها مكر میورزند، اما مكر الهى بر مكر آنها قطعاً غالب خواهد شد و این جریانى را كه میخواهد در راه اتحاد امت اسلامى و پیشرفت امت اسلامى سنگاندازى كند، متوقف خواهد كرد.
مسئلهى انتخابات در طول این سى و چهار سال براى كشور یك مسئلهى تعیین كننده و تجدید حیات دهنده براى مجموعهى حركت كشور ما بوده است. در طول این سالها، این سى و چند انتخاباتى كه برگزار شده و مردم در پاى صندوقهاى رأى حاضر شدهاند، هر بارى یك مجموعهى بلائى را از كشور دفع كرده است و هر بارى توانسته است یك قوّت جدیدى، روح جدیدى، در كالبد كشور و ملت و انقلاب بدمد؛ این دفعه هم از جهاتى، از پارهاى از انتخابات گذشته مهمتر است؛ كه حالا یك جهت - همان طور كه اشاره كردند - این است كه انتخابات ریاست جمهورى و انتخابات شوراها، و در بعضى جاها انتخابات میاندورهاىِ بعضى از انتخاباتهاى دیگر، با هم مجتمع شده است.
انتخابات ریاست جمهورى بسیار مهم است، انتخابات شوراها بسیار مهم است. توجه شود كه توجه به انتخابات ریاست جمهورى نتواند اهمیت انتخابات شوراها را از چشم مسئولین، از چشم مردم، از چشم نخبگان، دور بدارد. این كه ما از سطح روستا و شهر تا سطح كشور، كارها را، تصمیمها را، در نهایت به دست مردم میسپریم، خیلى حادثهى مهمى است. شوراها مظهر یك چنین چیزى است. دستگاه ریاست جمهورى هم كه اهمیتش معلوم است. قانون اساسى و قوانین جارى كشور، این همه فعالیت و تلاش و امكانات و بودجه و راههاى پیمودن به سمت آرمانها را در مقابل دستگاه دولتى و رئیس جمهور قرار داده است؛ بنابراین فوقالعاده مهم است.
برگزارى انتخابات در كشور، از افتخارات جمهورى اسلامى است. آن روزى كه در این كشور صحبت انتخابات شد، از اول مشروطه تا زمان جمهورى اسلامى - قبل از آن كه این حرفها معنا نداشت - حقیقتاً به معناى واقعى كلمه، یك انتخابات سراسرىِ عمومىِ پرشورِ واقعى اتفاق نیفتاده بود. حتّى در دوران نهضت ملى هم اگرچه یك انتخابات واقعى بود، اما در حد شأن ملت ایران نبود، كه مردم از ابعاد و اعماق روستاها بیایند پاى صندوقهاى رأى، خودشان بشناسند، خودشان بدانند، خودشان رأى بدهند؛ این اتفاق فقط در جمهورى اسلامى افتاد و امام بزرگوار ما مبتكر و طراح و مهندس این بنا بود. ایشان از همان اول كار اصرار كرد كه باید همهپرسى براى تعیین نظام حكومتى در جمهورى اسلامى هرچه سریعتر انجام بگیرد.
در انقلابهاى دنیا این كارها بعد از سه سال، چهار سال، پنج سال، گاهى هم بیشتر، اتفاق مىافتد؛ اما در جمهورى اسلامى، كمتر از پنجاه روز بعد از پیروزى انقلاب، همهپرسى سراسرى انجام گرفت و آن جمعیت كثیر و عظیم و آن نسبت بالا، آمدند پاى صندوقهاى رأى و رأى دادند. این كه به چه رأى دادند، مسئلهى دوم است؛ مسئلهى اول این است كه مردم با همهى وجود خود نشان دادند كه در صحنه حاضرند و براى اقدام و براى تصمیمگیرى و براى تعیین خطمشىِ آینده آمادهاند. این از آنجا خشت اوّلش گذاشته شد، پایهگذارى شد و بعد هم ادامه پیدا كرد.
اوائل انقلاب كه هنوز قانون اساسى فراهم نشده بود، آماده نشده بود و لازم بود مجلس خبرگان تشكیل شود، چند ماه بیشتر نگذشته بود كه امام شوراى انقلاب را احضار كردند قم. ما رفتیم. امام آنچنان تند و تلخ برخورد كردند: چرا اقدام نمیكنید براى تشكیل مجلسى كه بتواند قانون اساسى را تنظیم كند؟ دیرش میشد امام. این، طبیعت جمهورى اسلامى است؛ این طبیعت در جمهورى اسلامى بحمداللّه باقى مانده است. خیلىها خواستند انتخابات را كمرنگ كنند، از وقت مقرر عقب بیندازند، حضور مردم را در آن كمرنگ و بىرونق كنند - براى این كار، انگیزه داشتند - اما نتوانستند؛ تا امروز نتوانستند، بعد از این هم به توفیق الهى نخواهند توانست. آنها چرا انگیزه دارند انتخابات را كمرنگ كنند؟ چون دشمن میداند كه قوام جمهورى اسلامى، متكى به رأى و حضور مردم است. در جمهورى اسلامى اگر مردم در صحنه نباشند، جمهورى اسلامى چیزى نیست. جمهورى اسلامى كه چهارتا مسئول از قبیل بنده نیستند؛ جمهورى اسلامى یعنى حضور همگانى ملت ایران و حركت عمومى به سمت آرمانها و آرزوهاى بزرگ و عملى؛ این معناى جمهورى اسلامى است.






نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 18 اردیبهشت 1392 توسط صبورا .
طبقه بندی: صدای سخن عشق (بیانات، پیام ها و ...) 


پونیشا :: نیروی کار مجازی