تبلیغات
عشق یعنی ...

                    عشق یعنی ...

به نام خدای عاشقی ها

عشق یعنی لافتی الا علی
عشق یعنی رهبرم سید علی


قسمت اول


گفتمان غربى در مورد زن اجزاء گوناگونى دارد، لكن دو جزء در آن برجسته است: یكى مردواره كردن زن، یعنى زن را متشبّه به مرد قرار دادن، این یك بخش مهمّ از این گفتمان است؛ یك بخش دیگر هم زن را وسیله‌ى راحتى براى التذاذ جنسى مرد قرار دادن

 

جایگاه زن و هویّت و شخصیّت زن، در جنس خود زن یك هویّت بسیار بالا و با كرامتى است، از بعضى جهات از مردها بالاتر است.

 

در مجموع هم كه نگاه كنیم، زن و مرد فرقى ندارند؛ از لحاظ خلقت، از لحاظ خصوصیّاتِ كیان طبیعى‌شان كه خداى متعال خلق كرده، یك امتیازاتى جانب زنانه دارد، یك امتیازاتى جانب مردانه دارد

 

زن واقعى، مؤنّث واقعى - بشناسیم، و ببینیم چه ارزشهایى میتواند این فرد متعلّق به این جنس را یا این جامعه‌ى این جنسیّت را رشد بدهد و تعالى ببخشد؛ این نگاه، نگاه درست است

 

این مسئله‌ى همجنس‌بازى و همجنس‌گرایى و این ازدواجها و خانواده‌هاى دو جنس مشابه و مانند اینها - اینها چیزهایى است كه به زبان آسان مى‌آید؛ اینها چاله‌هاى عظیم و عمیق و خطرناكى است پیش پاى آن تمدّن و كسانى كه آن تمدّن را دارند اداره میكنند و پیش میبرند؛ لغزشگاه عجیبى است، پدر اینها را درخواهد آورد


ادامه ی عاشقی را ببینید

بسم‌اللّه‌الرّحمن‌الرّحیم
خیلى متشكّریم از بانوان محترم و گرامى كه جلسه‌اى به این خوبى و به این پربارى ترتیب دادید و من امروز حقیقتاً از بیانات خانمها بهره‌مند شدم و استفاده كردم؛ و خدا را سپاسگزارى كردم به خاطر عمقى كه انسان مشاهده میكند در مباحث و تلاشها و فكر كردنها در بین بانوان برجسته و ممتاز كشورمان بحمداللّه وجود دارد. مطالبى كه فرمودید، غالباً مطالب خوبى بود؛ پیشنهادهایى هم بود كه ان‌شاءاللّه میدهیم بررسى كنند؛ آن مقدار كه به عهده‌ى من است و ما باید دنبال كنیم حتماً دنبال میكنیم ان‌شاءاللّه.
درباره‌ى مسئله‌ى زن و آنچه كه پیرامون این مسئله است، خب حرف خیلى زیاد است؛ ما دچار یك عقب‌ماندگى‌اى هستیم كه شما خانمها - بعضى از خانمهایى كه صحبت كردید - اشاره كردید. عقب‌ماندگى در این قلمرو، از نوع عقب‌ماندگى در علم - كه ما میگوییم دچار عقب‌ماندگى هستیم مثلاً - نیست؛ در اینجا اگر تعبیر میكنیم به عقب‌ماندگى، به خاطر این است كه ما در زمینه‌ى مسئله‌ى زن، مسئله‌ى جنسیّت، مسئله‌ى امورى كه حول‌وحوش وجود زن تحقّق پیدا میكند و معنا پیدا میكند - مثل همین خانواده و فرزند و ازدواج و سَكَن و آرامش و از این مطالب - حرفهاى برجسته‌اى داریم كه توفیق پیدا نكردیم اینها را منتقل كنیم به دنیا، اینها را مطرح كنیم در ذهنیّت جهانى، عقب‌ماندگى از این جهت. در حالى كه دنیا احتیاج دارد به مبانى و مفاهیم روشنِ فراگیرِ كارگشا؛ همچنان كه ملاحظه كردید بعضى از خانمها گفتند كه وقتى ما اینها را در دنیا مطرح میكنیم، مورد استقبال قرار میگیرد؛ یا بعضى از خانمها گفتند كه دستاوردهاى علمى در زمینه‌هاى روان‌شناسى و غیره، احكام اسلامى را در مورد زن تأیید میكند. خب، این یك گوشه‌اى از توانایى‌هاى نظام فكرى اسلامى در این مسئله‌ى حسّاس است؛ و ما این توانایى‌ها را نتوانستیم درست بیان كنیم، تعریف كنیم. در خیلى از مناطق گوناگون فكرى و قلمروهاى فكرى همین‌جور است؛ در خیلى از زمینه‌ها ما واقعاً نظر اسلام را درست نتوانستیم به دنیا منتقل كنیم. حالا اینكه میگویم "نتوانستیم"، این را نمیشود گناه نظام جمهورى اسلامى دانست؛ چون همان مقدارى هم كه كار شده است، به بركت نظام جمهورى اسلامى است و به بركت نفوذ فكر انقلاب و فكر امام و نام انقلاب و نام امام و اینها بود كه بحمداللّه تا حدودى گسترش پیدا كرد؛ لكن بیش از این باید ما كار كنیم، كه نیاز داریم به این؛ كه حالا عرض خواهم كرد. ما براى اینكه بتوانیم یك جبهه‌ى تهاجمى و مصون از تعرّضِ تهاجم دیگران - یك آرایش تهاجمى - داشته باشیم، نیاز داریم به اینكه این كارها را، این اندیشه‌ها را، این افكار را منتشر كنیم، بگوییم؛ به این واقعاً نیازمندیم؛ در واقع این تهاجم ما، جنبه‌ى مصونیّت‌سازى و تدافعى دارد. بنابراین هرچه شماها كار بكنید براى اینكه این عقب‌ماندگى را جبران بكنید، به نظر من مفید است و لازم است. در زمینه‌ى این نهضت - باید گفت نهضت بیدارى در زمینه‌ى مسائل مربوط به زنان - واقعاً هیچ نبایستى ما تعلّل كنیم، توقّف كنیم؛ بین راه درنگ نباید كرد. با وجود اینكه این گفتمانِ كامل و مفید و قانع‌كننده را از اسلام در اختیار داریم، امّا عملاً خودمان را در موضع انفعال قرار دادیم در مقابل گفتمان غربى در مورد زن.
گفتمان غرب در مورد زن، یك گفتمان كاملاً حساب‌شده‌ى سیاسى است؛ یعنى آن روزى كه این فكر و این گفتمان درباره‌ى زن، در غرب آغاز به كار كرد و شروع كرد، یك محاسبه‌ى دقیقى پشت این وجود داشت. این البتّه به عنوان خبر نیست كه من از روى اطّلاع و با استناد به اخبار بگویم، امّا مؤیّدات واقعى‌اى دارد كه این تحلیل را تقویت میكند؛ یعنى از آغاز رنسانس در غرب و به دنبال آن حضور صنعت و پیدایش صنعت جدید در غرب، بتدریج این گفتمان غربى رشد پیدا كرد؛ و اوجش در روزگار ما است كه البتّه این اوج همراه خواهد بود با انحطاط و نزول و ان‌شاءاللّه سرافكندگى و فروپاشى این گفتمان.
گفتمان غربى در مورد زن اجزاء گوناگونى دارد، لكن دو جزء در آن برجسته است: یكى مردواره كردن زن، یعنى زن را متشبّه به مرد قرار دادن، این یك بخش مهمّ از این گفتمان است؛ یك بخش دیگر هم زن را وسیله‌ى راحتى براى التذاذ جنسى مرد قرار دادن، حالا التذاذ چشمى یا مراحل بدتر و بعدتر از التذاذ چشمى، این هم یك بخش دیگر از گفتمان غربى است در مورد زن. این مسئله‌ى فمینیسم و این چیزهایى كه امروز در دنیا رایج شده، همه در واقع فراورده‌هاى آن گفتمان غربى است كه در نهایت كار به اینجاها میرسد.
مردواره كردن زن؛ یعنى به دنبال این بودند كه مشاغل گوناگونى كه با ساخت جسمى و عصبى و فكرى مرد سازگارتر است را بكشانند به سمت بانوان و زنان، و این را یك افتخار براى زن و یك امتیاز براى زن قرار بدهند. ما در مقابل این دچار انفعال شدیم، یعنى دوْر خوردیم؛ ما هم نادانسته، ناخواسته، این گفتمان را قبول كردیم. مى‌بینید ما الان افتخار میكنیم كه فلان تعداد زن، در فلان بخشهاى اجرایى كشور داریم. اشتباه نشود، از اینكه این بانوان در این مناصب اجرایى باشند من هیچ مشكلى ندارم؛ یعنى منع نمیكنم، نفى نمیكنم، ایرادى هم برایش قائل نیستم - فرض كنید وزیر بهداشت ما یك خانم بود، یا معاونین رئیس‌جمهور مثلاً یا بخشهاى مختلف در بینشان بانوان هستند، این از نظر من اشكالى ندارد - آنچه اشكال دارد، افتخار به این است؛ كه ما به رخ دنیا بكشیم كه ببینید، ما در بخشهاى اجرایى اینقدر زن داریم! این همان دوْر خوردن است، این همان منفعل شدن است؛ این افتخارى ندارد. خیلى خب، یك خانمى است، ارزشهایى داشته، توانایى‌هایى پیدا كرده، مناسبِ این مقام شده؛ خیلى خب، بگذارند، خلاف قانون هم كه نبوده؛ امّا اینكه ما به این افتخار بكنیم كه ببینید، ما این تعداد خانمِ مسئولِ در بخشهاى اجرایى داریم، این غلط است. اگر ما افتخار كنیم كه این تعداد خانم روشنفكر، خانم تحصیلكرده داریم، این خوب است، این جا دارد؛ اگر بگوییم این مقدار خانم نویسنده، خانم فعّال فرهنگى یا فعّال سیاسى داریم، اشكالى ندارد؛ اگر بگوییم این مقدار خانم شهادت‌طلب و مجاهده‌كار در میدانهاى گوناگون داریم، این خوب است؛ اگر بگوییم این مقدار خانمى كه در عرصه‌هاى سیاسىِ انقلابى فعّالند - گوینده‌اند، نویسنده‌اند - داریم، این خوب است؛ افتخار به اینها خوب است؛ امّا افتخار به اینكه ما این تعداد وزیر زن، این تعداد نماینده‌ى زن، این تعداد معاونِ بخشهاى مختلفِ زن، این تعداد رئیس مؤسّساتِ تجارى زن داریم، افتخار به این غلط است؛ این انفعال در مقابل آنها است. مگر بنا بوده ما كارهاى مردانه را به زنها بدهیم؟ نه، جایگاه زن و هویّت و شخصیّت زن، در جنس خود زن یك هویّت بسیار بالا و با كرامتى است، از بعضى جهات از مردها بالاتر است. در مجموع هم كه نگاه كنیم، زن و مرد فرقى ندارند؛ از لحاظ خلقت، از لحاظ خصوصیّاتِ كیان طبیعى‌شان كه خداى متعال خلق كرده، یك امتیازاتى جانب زنانه دارد، یك امتیازاتى جانب مردانه دارد؛ خداى متعال یك مقدار خصوصیّاتى را به این جنس داده، یك مقدار خصوصیّاتى را به آن جنس داده؛ یك برجستگى‌ها و ارزشهایى این دارد، یك برجستگى‌ها و ارزشهایى آن دارد؛ لذا است كه با همدیگر از لحاظ آنچه كه مربوط به انسانیّت است هیچ فرقى ندارند، هیچ تفاوتى ندارند؛ در آن چیزهایى كه خداى متعال براى انسان قرار میدهد - از لحاظ حقوق انسانى، از لحاظ حقوق اجتماعى، از لحاظ ارزشهاى معنوى و سیر تكامل معنوى - هیچ فرقى ندارند؛ یعنى یك مردى مثل علىّ‌بن‌ابى‌طالب میشود، یك زنى مثل فاطمه‌ى زهرا میشود؛ یك مردى مثل عیسى میشود، یك زنى مثل مریم میشود؛ تفاوتى ندارند با همدیگر. پس این نگاهْ درست است كه ما زن را در جنسیّت خودش - همان‌جور كه هست، زن واقعى، مؤنّث واقعى - بشناسیم، و ببینیم چه ارزشهایى میتواند این فرد متعلّق به این جنس را یا این جامعه‌ى این جنسیّت را رشد بدهد و تعالى ببخشد؛ این نگاه، نگاه درست است. ما نباید در مقابل نگاه غرب دچار این انفعال میشدیم كه متأسّفانه شدیم.
البتّه در آن بخش دوّم كه زن را وسیله‌اى براى التذاذ جنسى مرد قرار میدهد - نه التذاذ معنوى و روحى، نه التذاذ علمى؛ ممكن است دو نفر بنشینند، یكى لذّت ببرد از خوش‌صحبتى یكى، از معلومات كسى؛ نخیر، این مطرح نیست - براى اینكه مرد به راحتى بتواند التذاذ ببرد از مسائل جنسى زن، این مثل یك سِیلى وارد كشورهاى بى‌دفاع و بى‌حفاظ اسلامى شد از طرف غرب؛ كشور ما هم همین‌جور. خوشبختانه انقلاب آمد، جلوى این تا یك حدود زیادى گرفته شد و بایست جلوى این سد بشود؛ این خطر بزرگى است؛ بلاى عظیمى است. مسئله‌ى حجاب یكى از مقدّمات این كار است، مسئله‌ى پوشش و لباس همین‌جور، مسئله‌ى معاشرت زن و مرد و حدود معاشرت یكى از مقدّمات این است كه این بلاى بزرگ كه هم بلاى براى زن است و هم بلاى براى مرد است - و البتّه شامل تحقیر زن هم هست، بدون اینكه ملتفت بشوند - سد بشود. امروز در دنیا عمداً به این مسئله دامن زده میشود. البتّه من اطّلاع دارم و خوانده‌ام در نوشتجاتى، در مطبوعاتى، در كتابهایى كه اندیشمندان غربى بتدریج دارند احساس ترس و احساس دهشت میكنند از این وضعیّت؛ كه حق با آنها است، منتها دیر فهمیدند؛ دامن زدن به مسئله‌ى شهوت - كه متمركز بود روى مسئله‌ى زنها؛ و امروز مى‌بینید كه در دنیا بدتر از اینها دارد میشود، این مسئله‌ى همجنس‌بازى و همجنس‌گرایى و این ازدواجها و خانواده‌هاى دو جنس مشابه و مانند اینها - اینها چیزهایى است كه به زبان آسان مى‌آید؛ اینها چاله‌هاى عظیم و عمیق و خطرناكى است پیش پاى آن تمدّن و كسانى كه آن تمدّن را دارند اداره میكنند و پیش میبرند؛ لغزشگاه عجیبى است، پدر اینها را درخواهد آورد؛ حالا این نیمه‌ى راه است، نیمه‌ى سراشیبى است. البتّه به نظر من قادر هم نیستند جلوى آن را بگیرند. یعنى مشكل آنها از این حرفها گذشته است. من چند سال پیش - هفت، هشت، ده سال قبل از این تقریباً - در مطبوعات كشورهاى خارجى دیدم و خواندم و شنیدم كه آمریكایى‌ها دارند دنبال میكنند كه از كتابهاى فلان نویسنده‌ى مثلاً رمان‌نویسِ خانواده‌نویس - كه رمان‌هایش اطراف خانواده است - فیلم درست كنند براى اینكه بكشانند جهت فیلمسازى و فیلمبردارى و سینما و مانند اینها را به این جهت؛ خب، یك كارهایى هم كرده‌اند، دارند هم میكنند؛ امّا اینها مثل یك جریانهاى باریكى است در مقابل یك سیل عظیمى كه خودشان به دست خودشان راه انداختند؛ و دچارشان كرده است و بعد از این بیشتر دچارشان خواهد كرد. ما البتّه نسبت به این قضیّه فعلاً یك "مصونیّةٌما"اى(1) داریم - به خاطر همین حجاب و همین چیزهایى كه وجود دارد - منتها این را نبایستى دستِ‌كم گرفت، بایستى این را به‌جّد اهمّیّت داد. در همین مباحثى كه خانمها اشاره كردید كه دارید كار میكنید، این مسئله‌ى جاذبه‌ى جنسى و خطر جاذبه‌ى جنسى براى زن و براى مرد و براى جامعه و براى خانواده، این را به نظر من خیلى بایستى جدّى گرفت.





نوشته شده در تاریخ یکشنبه 22 اردیبهشت 1392 توسط صبورا .
طبقه بندی: صدای سخن عشق (بیانات، پیام ها و ...) 


پونیشا :: نیروی کار مجازی