تبلیغات
عشق یعنی ...

                    عشق یعنی ...

به نام خدای عاشقی ها

عشق یعنی لافتی الا علی
عشق یعنی رهبرم سید علی


قسمت دوم


در اقتصاد، اصول امام تكیه‌ى به اقتصاد ملى است؛ تكیه‌ى به خودكفائى است؛ عدالت اقتصادى در تولید و توزیع است؛ دفاع از طبقات محروم است؛ مقابله‌ى با فرهنگ سرمایهدارى و احترام به مالكیت است - اینها در كنار هم - امام فرهنگ ظالمانه‌ى سرمایه‌دارى را رد میكند، اما احترام به مالكیت، احترام به سرمایه، احترام به كار را مورد تأكید قرار میدهد؛ همچنین هضم نشدن در اقتصاد جهانى؛ استقلال در اقتصاد ملى

 

انتخابات مظهر هر سه باورى است كه در امام وجود داشت و باید در ما وجود داشته باشد:

 مظهر خداباورى است، چون تكلیف است. وظیفه‌ى ما است

مظهر مردم‌باورى است، چون انتخابات مظهر اراده‌ى آحاد مردم است

و مظهر خودباورى است، چون هر كسى كه رأى در صندوق مى‌اندازد، احساس میكند كه به سهم خود در سرنوشت كشور دخالت كرده است

 

اصل مطلب در مسئله‌ى انتخابات، ایجاد حماسهى سیاسى است؛ حضور حماسى مردم در پاى صندوقها است. حماسه یعنى چه؟ حماسه یعنى آن كار افتخارآفرینى كه با شور و هیجان انجام میگیرد

براى وارد شدن در عرصهى انتخابات، تنها چیزى كه حاكم است، قانون است

ادامه ی عاشقی را ببینید

بسیارى از نقاط این كشور، فراموش‌شده بود - بنده در دوران پیش از انقلاب، به شهرستانهاى مختلف و جاهاى گوناگون زیاد سفر میكردم - كمترین نگاهى به مناطق دوردست كشور نمیشد؛ اما امروز خدمات گوناگون در سرتاسر كشور گسترده است؛ در شهرهاى دوردست، در روستاهاى گوناگون. امروز معنا ندارد كه كسى بگوید فلان جا از نیروى برق یا فرضاً از زیرساختهاى جاده و امثال اینها محروم مانده است. آن روز اگر یك نقطه‌اى در نقاط دوردست برخوردار بود، مایه‌ى تعجب بود؛ امروز عكسش مایه‌ى تعجب است. آن روز در جمعیت سى و پنج میلیونى كشور، قبل از انقلاب، صد و پنجاه هزار دانشجو بود؛ امروز جمعیت شده است دو برابر، تعداد دانشجو شده است بیست برابر، بلكه سى برابر؛ این یعنى توجه به علم. كثرت دانشجویان، كثرت اساتید، كثرت دانشگاه، قابل توجه است. در هر شهر دورافتاده‌اى، یكى، دو تا، پنج تا، گاهى ده تا دانشگاه وجود دارد. آن روز استانهائى وجود داشت كه تعداد دبیرستانهایش به عدد انگشتان دو دست نمیرسید؛ امروز در همان استانها، در هر شهرش، چند دانشگاه، گاهى چندین دانشگاه وجود دارد. این، حركت عظیم ملت ایران است كه به بركت انقلاب و با همت جوانان و همت مسئولان، در طول این سى و چند سال اتفاق افتاده است؛ اینها حوادث مهمى است. به بركت انقلاب، زیربناهاى فراوان در این كشور ساخته شد؛ هزاران كارخانه در این كشور احداث شد؛ كارخانه‌هاى مادر در این كشور به وجود آمد؛ محصولاتى كه با منت باید ذره ذره از بیگانگان میخریدیم و تهیه میكردیم، امروز به‌وفور در كشور تولید میشود؛ اینها را باید دید؛ اینها همه به بركت همان سه باورى است كه امام در این ملت تزریق كرد و این باورها را در آنها برانگیخت: باور به خدا، باور به مردم، و باور به خود.

ما این حرفها را نمیزنیم براى اینكه غرور كاذب به وجود بیاید؛ شاد شویم، خوشحال شویم كه خب الحمدلله به پیروزى رسیدیم، تمام شد؛ نه، ما هنوز خیلى راه در پیش داریم. من به شما عرض كنم؛ ما اگر خودمان را با ایران دوران طاغوت مقایسه كنیم، این برجستگى‌ها به چشم مى‌آید؛ اما اگر خودمان را با ایران اسلامىِ مطلوب مقایسه كنیم - كشورى كه اسلام براى ما خواسته است، جامعه‌اى كه اسلام براى ما خواسته است؛ جامعه‌اى كه در آن، عزت دنیا هست، رفاه دنیا هست، ایمان و اخلاق و معنویت هم در آن هست؛ همه به حد وفور - راه طولانى‌اى در پیش داریم. من این عرایض را میكنم براى اینكه جوانان عزیز ما و ملت شجاع ما بدانند كه ادامه‌ى این راه را هم با همین سه باور میتوانند در پیش بگیرند و پیش بروند. بدانید راه، طولانى است؛ اما شما توانائید، شما قدرت دارید، شما امكان دارید؛ میتوانید این راه طولانى را تا رسیدن به قله‌ها، با توانائى كامل، با سرعت و شتاب لازم ادامه دهید. این حرفها براى این است كه اگر دشمنان میخواهند در دل ما یأس به وجود بیاورند، بدانید كه آنها دارند دشمنى میكنند؛ همه چیز براى ما نمایشگر امید است.

نقشه‌ى راه هم در مقابل ما است. ما نقشه‌ى راه داریم. نقشه‌ى راه ما چیست؟ نقشه‌ى راه ما همان اصول امام بزرگوار ما است؛ آن اصولى كه با تكیه‌ى بر آن توانست آن ملت عقب‌افتاده‌ى سرافكنده را تبدیل كند به این ملت پیشرو و سرافراز. این اصول، اصولى است كه در ادامه‌ى راه هم به درد ما میخورد و نقشه‌ى راه ما را تشكیل میدهد. اصول امام، اصول روشنى است. خوشبختانه بیانات امام، نوشته‌جات امام در بیست و چند جلد در اختیار مردم است؛ خلاصه‌ى آنها در وصیتنامه‌ى جاودانه‌ى اماممنعكس است؛ همه میتوانند مراجعه كنند. ما مفید نمیدانیم كه به اسم امام تمسك كنیم، اما اصول امام را به فراموشى بسپریم؛ این غلط است. اسم امام و یاد امام به‌تنهائى كافى نیست؛ امام با اصولش، با مبانى‌اش، با نقشه‌ى راهش براى ملت ایران یك موجود جاودانه است. نقشه‌ى راه در اختیار امام است و آن را به ما عرضه كرده است؛ اصول امام مشخص است.

در سیاست داخلى، اصول امام عبارت است از تكیه به رأى مردم؛ تأمین اتحاد و یكپارچگى ملت؛ مردمى بودن و غیر اشرافى بودن حكمرانان و زمامداران؛ دلبسته بودن مسئولان به مصالح ملت؛ كار و تلاش همگانى براى پیشرفت كشور. در سیاست خارجى، اصول امام عبارت است از ایستادگى در مقابل سیاستهاى مداخله‌گر و سلطه‌طلب؛ برادرى با ملتهاى مسلمان؛ ارتباط برابر با همه‌ى كشورها، بجز كشورهائى كه تیغ را بر روى ملت ایران كشیده‌اند و دشمنى میكنند؛ مبارزه‌ى با صهیونیسم؛ مبارزه براى آزادى كشور فلسطین؛ كمك به مظلومین عالم و ایستادگى در برابر ظالمان. وصیتنامه‌ى امام جلوى چشم ما است. نوشته‌هاى امام، فرمایشات امام، در كتابهائى كه متن كلمات آن بزرگوار را درج كرده‌اند، موجود است.

در عرصه‌ى فرهنگ، اصول امام عبارت است از نفى فرهنگ اباحه‌گرى غربى؛ نفى جمود و تحجر و نفى ریاكارى در تمسك به دین؛ دفاع قاطع از اخلاق و احكام اسلام؛ مبارزه با ترویج فحشا و فساد در جامعه.

در اقتصاد، اصول امام تكیه‌ى به اقتصاد ملى است؛ تكیه‌ى به خودكفائى است؛ عدالت اقتصادى در تولید و توزیع است؛ دفاع از طبقات محروم است؛ مقابله‌ى با فرهنگ سرمایهدارى و احترام به مالكیت است - اینها در كنار هم - امام فرهنگ ظالمانه‌ى سرمایه‌دارى را رد میكند، اما احترام به مالكیت، احترام به سرمایه، احترام به كار را مورد تأكید قرار میدهد؛ همچنین هضم نشدن در اقتصاد جهانى؛ استقلال در اقتصاد ملى؛ اینها اصول امام در زمینه‌ى اقتصاد است؛ اینها چیزهائى است كه در فرمایشات امام واضح است.

توقع امام از مسئولین كشور همیشه این بود كه با اقتدار، با مدیریت، با اداره‌ى عاقلانه و مدبرانه بتوانند این اصول را اجرائى كنند و پیش ببرند. این، نقشه‌ى راه امام بزرگوار است. ملت ایران با همتش، با جوانانش، با این نقشه‌ى راه، با ایمانى كه در دل او راسخ است، با یاد امامش، میتواند فاصله‌ى كنونى را با آن وضع مطلوب پر كند. ملت ایران میتواند پیش برود. ملت ایران با توانائى‌هائى كه دارد، با استعدادهائى كه دارد، با انسانهاى برجسته‌اى كه بحمدالله در میان كشور حضور دارند، میتواند راه طى‌شده‌اى را كه تجربهى سى و چند ساله‌ى انقلاب است، با قدرت بیشتر و با همت جازمتر ادامه دهد و ان‌شاءالله به صورت الگوى حقیقى و واقعى براى ملتهاى مسلمان در بیاید.

و اما درباره‌ى انتخابات كه مسئله‌ى حساس و زنده‌ى این روزهاى ما است. برادران و خواهران عزیزم! ملت عزیز ایران! انتخابات مظهر هر سه باورى است كه در امام وجود داشت و باید در ما وجود داشته باشد: مظهر خداباورى است، چون تكلیف است. وظیفه‌ى ما است، تكلیف ما است كه در سرنوشت كشور دخالت كنیم؛ تك‌تك آحاد ملت این تكلیف را دارند. مظهر مردم‌باورى است، چون انتخابات مظهر اراده‌ى آحاد مردم است؛ مردمند كه مسئولان كشور را به این وسیله انتخاب میكنند. و مظهر خودباورى است، چون هر كسى كه رأى در صندوق مى‌اندازد، احساس میكند كه به سهم خود در سرنوشت كشور دخالت كرده است، به سهم خود تعیین كرده است؛ این خیلى چیز مهمى است. پس انتخابات هم مظهر خداباورى است، هم مظهر مردم‌باورى است، هم مظهر خودباورى است.

اصل مطلب در مسئله‌ى انتخابات، ایجاد حماسهى سیاسى است؛ حضور حماسى مردم در پاى صندوقها است. حماسه یعنى چه؟ حماسه یعنى آن كار افتخارآفرینى كه با شور و هیجان انجام میگیرد. هر رأیى كه شما به یكى از این نامزدهاى محترم بدهید - این هشت نفر آقایان محترمى كه در صحنه هستند - رأى به جمهورى اسلامى داده‌اید. رأى به هر نامزدى، رأى به جمهورى اسلامى است؛ رأى اعتماد به نظام و سازوكار انتخابات است. اینكه شما وارد عرصه‌ى انتخابات میشوید؛ چه آن كسى كه نامزد ریاست جمهورى است، چه آن كسى كه انتخاب میكند - مثل من و شما - نفْس ورود در این میدان، به معناى اعتماد به جمهورى اسلامى و اعتماد به سازوكار انتخابات است؛ در درجه‌ى دوم هم، رأى به كسى است كه یا شما، یا آن برادر و خواهر دیگر، یا بنده‌ى حقیر تشخیص داده‌ایم كه براى آینده‌ى كشور مفیدتر از دیگران است.
دشمنان ما در خارج، بیچاره‌ها در فكر اینند كه از این انتخابات تهدیدى درست كنند علیه نظام اسلامى؛ در حالى كه انتخابات فرصت بزرگ نظام اسلامى است. آنها امید دارند كه انتخابات یا سرد باشد، تا بتوانند بگویند مردم به نظام اسلامى علاقه‌اى ندارند؛ یا دنبال انتخابات، فتنه به وجود بیاورند؛ كمااینكه در سال ۸۸ به دنبال آن انتخابات پرشور، فتنه درست كردند. دشمنان این ملت، دنبال این چیزهایند. اما آنها اشتباه میكنند، مردم ما را نشناخته‌اند. دشمنان این ملت، روز نهم دى را فراموش كرده‌اند. آن كسانى كه فكر میكنند در این كشور یك اكثریتى خاموش و مخالف با نظام جمهورى اسلامى‌اند، یادشان رفته است كه سى و چهار سال است كه هر سال در بیست و دوم بهمن، در همه‌ى شهرهاى این كشور، جمعیتهاى عظیم به دفاع از نظام جمهورى اسلامى بیرون مى‌آیند و «مرگ بر آمریكا» میگویند. براى اینكه فضاى انتخابات را سرد كنند، هیئتهاى فكرى‌شان پشت سر رسانه‌ها و سخنگویان سیاسى مى‌نشینند، مرتب حرف درست میكنند و تحویل رسانه‌ها میدهند. یك روز میگویند انتخابات مهندسى‌شده است، یك روز میگویند انتخابات آزاد نیست، یك روز میگویند انتخابات از نظر مردم مشروع نیست. نه مردمِ ما را مى‌شناسند، نه انتخابات ما را مى‌شناسند، نه نظام جمهورى اسلامى را مى‌شناسند؛ آنجائى هم كه مى‌شناسند، بى‌انصافى میكنند و ابائى هم ندارند از این بى‌انصافى.

در كجاى دنیا - هر كس سراغ دارد، بیاید بگوید - به نامزدهاى گوناگون، از آن چهره‌هاى معروف تا چهره‌هاى گمنام، اجازه داده میشود كه به طور مساوى از رسانه‌هاى ملى و دولتى كشور استفاده كنند؟ كجاى دنیا چنین چیزى هست؟ در آمریكا هست؟ در كشورهاى سرمایه‌دارى هست؟ در كشورهاى سرمایه‌دارى اگر چنانچه عضو این دو حزب یا سه حزب بودند و پشتیبانى سرمایه‌دارها و كارخانه‌دارها و پولدارها و مافیاهاى ثروت و قدرت را با خودشان داشتند، میتوانند تبلیغات كنند؛ اما اگر نداشتند، اصلاً نمیتوانند تبلیغات كنند. هر كسى كه انتخابات آمریكا را دنبال كرده باشد - بنده دنبال كرده‌ام - این را تصدیق میكند. افرادى بوده‌اند كه مورد حمایت صهیونیستها نبوده‌اند، مورد حمایت شبكه‌ى سرمایه‌دارىِ خونخوارِ بین‌المللى نبوده‌اند، هر كارى كردند، نتوانستند وارد میدان انتخابات شوند؛ نه رسانه‌اى در اختیار آنها بوده، نه تلویزیونى در اختیار آنها بوده؛ براى هر ثانیه باید چقدرها خرج كنند. در كشور ما نامزدهاى نمایندگى به طور مساوى و برابر، بدون خرج كردن یك ریال، مى‌نشینند آنجا، ساعتهاى متمادى، با برنامه‌هاى گوناگون، با مردم حرف میزنند؛ كجا چنین چیزى در دنیا وجود دارد؟

براى وارد شدن در عرصه‌ى انتخابات، تنها چیزى كه حاكم است، قانون است؛ بر طبق قانون یك عده‌اى میتوانند بیایند، یك عده‌اى نمیتوانند بیایند؛ قانون معین كرده شرائط چیست، صلاحیتها چیست؛ كسانى كه تشخیص صلاحیت میدهند، چه كسانى‌اند؛ اینها همه‌اش بر طبق قانون دارد انجام میگیرد. آن دشمن بیرونى مى‌نشیند، بر همه‌ى این واقعیتها چشم میبندد، حرفى میزند، و - همان طور كه بار دیگرى هم گفتم - متأسفانه حنجره‌هاى بى‌تقوا و زبانهاى بى‌تقوا هم همانها را تكرار میكنند. اما ملت ایران به توفیق الهى، با حضور خود، با ایستادگى و عزم راسخ خود، به همه‌ى این ترفندها پاسخ خواهد گفت؛ و پاسخ ملت ایران، پاسخ كوبنده و قاطعى خواهد بود.

یك جمله هم خطاب به نامزدهاى محترم عرض میكنیم. نامزدهاى محترم در این برنامه‌هاى عمومى، خب زبان به نقد و انتقاد باز میكنند؛ این حق آنها است؛ میتوانند از هر چیزى كه مورد انتقاد آنها است، انتقاد كنند؛ منتها توجه كنند كه انتقاد باید به معنى عزم و نیت براى پیمودن آینده‌ى پرتلاش و افتخارآمیز باشد، نه به معناى سیاه‌نمائى و منفى‌بافى و بى‌انصافى؛ به این نكته توجه كنند. من به هیچ كس نظر ندارم. از همین ساعت، رسانه‌هاى بیگانه با غیظ و غرض‌ورزى خواهند گفت: فلانى نظر به زید یا به عمرو یا به بكر یا به خالد داشت. این، خلاف واقع است؛ من به هیچ كس نظر ندارم؛ من حقایق را عرض میكنم. من به برادرانى كه میخواهند اطمینان این مردم را به سمت خودشان جلب كنند، نصیحت میكنم كه منصفانه حرف بزنند؛ انتقاد كنند، لیكن انتقاد به معناى سیاه‌نمائى نباشد؛ به معناى انكار كارهاى بسیار برجسته‌اى نباشد كه چه در این دولت، چه در دولتهاى قبلى انجام گرفته است و كسانى مثل خود آنها سر كار آمده‌اند و شب و روز تلاش كرده‌اند و آن كارها را انجام داده‌اند. انتقاد به معناى انكار جهات مثبت نیست؛ انتقاد این است كه انسان كار مثبت را بگوید، نقص و ضعف را هم بگوید. امروز در كشور ما اگر كسى سر كار بیاید، احتیاج ندارد كه از صفر شروع كند؛ هزاران كارِ برجسته انجام گرفته است. در سالهاى طولانى، در دوره‌ى مسئولیتهاى مختلف دولتها، هزاران زیرساخت اساسى براى این كشور به وجود آمده است؛ علم پیشرفت كرده است، صنعت پیشرفت كرده است، كارهاى زیربنائى پیشرفت كرده است، امور بسیار مهم در زمینه‌هاى مختلف برنامه‌ریزى و اجرا شده است؛ اینها را نباید از دست بدهند؛ هر كارى میكنند، باید از اینجا به بعد باشد. این همه كار را نمیشود فقط به بهانه‌ى این كه امروز مشكلات اقتصادى داریم، گرانى و تورم داریم، انكار كنیم؛ این كه درست نیست. بله، مشكلات اقتصادى هست، تورم هست؛ ان‌شاءالله آن كسى كه بعداً خواهد آمد، بتواند حلاّل این مشكلات باشد، این گره‌ها را هم باز كند؛ این كه آرزوى ملت ایران است؛ اما این معنایش این نباشد كه اگر ما یك راه حلى براى مشكلات در نظر خودمان داریم، همه‌ى آنچه را كه امروز انجام گرفته است و وجود دارد، انكار كنیم. بعد هم وعده‌هاى نشدنى ندهند. من به نامزدهاى گوناگون عرض میكنم جورى حرف بزنید كه اگر در خرداد سال آینده نوار امروز شما را جلوى خودتان گذاشتند یا پخش كردند، شرمنده نشوید؛ جورى وعده بدهید كه اگر چنانچه آن وعده را بعداً به رخ شما كشیدند، مجبور نباشید تقصیر را گردن این و آن بگذارید كه نگذاشتند، نشد. كارى را كه میتوانید انجام دهید، وعده بدهید.

رئیس جمهور در كشور ما و طبق قانون اساسى ما، امكانات فوق‌العاده زیادى در اختیار دارد. رئیس جمهور امكاناتش در قانون اساسى، امكانات وسیعى است؛ رئیس جمهور بودجه‌ى كشور را در اختیار دارد، همه‌ى اركان اجرائى كشور را در اختیار دارد، ترتیب اجراى قوانین را در اختیار دارد، توانائى استفاده از همه‌ى افراد صاحبنظر را در سراسر كشور در اختیار دارد؛ رئیس جمهور در همه‌ى مسائل گوناگون دستش باز است. تنها محدودیتى كه براى رئیس جمهور در كشور ما وجود دارد، محدودیت قانون است؛ قانون فقط به او محدودیت میدهد، كه این هم محدودیت نیست؛ قانون، هدایت‌كننده است؛ محدودكننده نیست. قانون، راه را نشان میدهد كه چگونه حركت كنیم.

آن كسانى كه امروز با مردم حرف میزنند، آنچه كه توانائى انجام آن را دارند و مردم به آن احتیاج دارند، آن را با مردم در میان بگذارند؛ قول بدهند با عقل و درایت عمل خواهند كرد؛ اگر برنامه‌اى در هر موردى از مسائل دارند، آن برنامه را براى مردم ارائه كنند؛ قول بدهند كه با پشتكار و ثبات قدم در این میدان پیش خواهند رفت؛ قول بدهند كه از همه‌ى ظرفیتهاى قانون اساسى براى اجراى وظیفه‌ى بزرگِ خودشان استفاده خواهند كرد؛ قول بدهند كه به مدیریت اوضاع كشور خواهند پرداخت؛ قول بدهند كه به مسئله‌ى اقتصاد - كه امروز میدان چالش تحمیلى بر ملت ایران از سوى بیگانگان است - بخوبى خواهند پرداخت؛ قول بدهند حاشیه‌سازى نمیكنند؛ قول بدهند دست كسان و اطرافیان خود را باز نخواهند گذاشت؛ قول بدهند كه به منافع بیگانگان، به بهانه‌هاى گوناگون، بیش از منافع ملت ایران اهمیت نخواهند داد. بعضى با این تحلیل غلط كه به دشمنان امتیاز بدهیم تا عصبانیت آنها را نسبت به خودمان كم كنیم، عملاً منافع آنها را بر منافع ملت ترجیح میدهند؛ این اشتباه است. عصبانیت آنها ناشى از این است كه شما هستید، ناشى از این است كه جمهورى اسلامى هست، ناشى از این است كه امام در اذهان مردم و در برنامه‌هاى این كشور زنده است، ناشى از این است كه روز ۱۴ خرداد - روز رحلت امام - مردم در سرتاسر كشور به جوش و خروش مى‌آیند؛ عصبانیت آنها مربوط به این چیزها است. عصبانیت دشمن را باید با اقتدار ملى علاج و جبران كرد.

اگر ملت مقتدر باشد، توانا باشد، نیاز خود را كم كند، مشكلات خود را برطرف كند، و امروز كه مسئله‌ى اقتصاد مسئله‌ى اصلى است، بتواند اقتصاد خود را روبه‌راه كند، دشمن در مقابله‌ى با ملت ایران بى‌دفاع خواهد ماند. به‌هرحال آنچه كه مهم است، عزم و اراده، باور به خدا، باور به مردم، و باور به خود، هم براى نامزدهاى انتخابات، هم براى آحاد مردم است. ده روز دیگر برادران من! عزیزان من! عرصه‌ى یك امتحان بزرگى است و امیدواریم ان‌شاءالله در این امتحان بزرگ، حماسه‌اى پربركت و داراى نتائج درخشانى براى این ملت از سوى پروردگار رقم بخورد. «و لا حول و لا قوّة الّا بالله العلىّ العظیم».
والسّلام علیكم و رحمةالله و بركاته‌

۱) آل عمران: ۱۷۳
۲) محمد: ۷
۳) جن: ۱۶
۴) فصلت: ۳۰
۵) رعد: ۱۱





نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 22 خرداد 1392 توسط صبورا .
طبقه بندی: صدای سخن عشق (بیانات، پیام ها و ...) 


پونیشا :: نیروی کار مجازی