تبلیغات
عشق یعنی ...

                    عشق یعنی ...

به نام خدای عاشقی ها

عشق یعنی لافتی الا علی
عشق یعنی رهبرم سید علی


قسمت اول




ادامه ی عاشقی را ببینید



بسماللهالرّحمنالرّحیم
خوشامد عرض میكنم به همهى برادران و خواهران عزیز تبریزى و آذربایجانى؛ و تشكّر میكنم از اینكه شما برادران و خواهران عزیز، رنج سفر و این راه طولانى را در این روزهاى سرد زمستان تحمّل كردید تا فضاى حسینیّهى ما را در این روزهاى مهمّ تاریخى، گرم و پرشور كنید. از همهى برادران و خواهران صمیمانه متشكّرم؛ بخصوص از خانوادههاى معظّم شهیدان، علماى اعلام، مسئولان بلندپایه، و از امام جمعهى محترم تبریز جناب آقاى شبسترى كه حقّاً و انصافاً تلاشهاى ارزندهاى را درخورِ این شهر بزرگ و این استان باعظمت انجام دادهاند و انجام میدهند.
یك جمله در آغاز عرایض عرض كنم و آن، تشكّر از ملّت بزرگ ایران به خاطر شكوهى كه در روز بیستودوّم بهمن از خودشان و عظمتى كه از اقتدارشان نشان دادند. زبان از توصیف و تقدیر و تشكّر عاجز است. در درجهى اوّل باید جَبههى سپاس و ستایش در مقابل پروردگار عالم به خاك بساییم كه محوِّل دلها و مقلّب نیّتها و عزمها است و همه چیز با ارادهى پروردگار است، و در درجهى بعد، از آحاد گستردهى ملّت ایران در سرتاسر كشور بهخاطر اینكه روز بیستودوّم بهمن را اینجور زنده، برجسته، شكوفنده به دنیا نشان دادند، صمیمانه سپاسگزارى كنیم. بعد برمیگردم اشارهاى باز به مسائل بیستودوّم بهمن خواهم كرد.
اجتماع امروز ما و دیدار ما با شما عزیزان تبریزى و دیگر شهرهاى آذربایجان، بهمناسبت بیستونهم بهمن است. بیستونهم بهمن یك اسم فقط نیست، یك روز از قبیل روزهاى دیگر نیست؛ یك حادثه نیست. بیستونهم بهمن یعنى آن واقعه و حادثهاى كه در سال ۵۶، در یك چنین روزى - یعنى در روز بیستونهم بهمن - پدید آمد [كه] یك حادثه بود با چندین معنا. جوانهایى كه در مجلس تشریف دارید - عزیزان من، فرزندان من - بیستونهم بهمن را خیلى از شما ندیدید، [امّا] درس بیستونهم بهمن همچنان زنده است، عبرتهاى بیستونهم بهمن همچنان زنده است.
چند معنا در این حادثهى بزرگ وجود داشت: اوّل، نشان دادن و منعكس كردن ویژگىهاى اخلاقى و خصلتىِ مردم تبریز و مردم آذربایجان؛ این خیلى مهم است. ما باید خودمان را با خصلتهایمان، با خصوصیّات اخلاقیمان بشناسیم. دیگران مىنشینند اخلاقیّات ایرانىها را همراه با تحریف، همراه با كوتهبینى براى ما مینویسند! ما خودمان را باید در آیینهى این حوادث، درست بشناسیم. در این حادثهى بیستونهم بهمن، مردم تبریز این خصلتها را از خودشان نشان دادند: اوّلاً ایمان عمیق دینى؛ ثانیاً غیرت دینى؛ ثالثاً شجاعت؛ پس از اینها، مسئلهى موقعشناسى، و درك درست حوادث؛ اینها خیلى مهم است براى یك مجموعهاى، براى یك جمعیّتى كه باایمان باشند، شجاع باشند، قدرت اقدام داشته باشند و وقت اقدام را [هم] بدانند. زودتر و دیرتر از زمان مناسب، اقدام، اثربخش نیست. تبریزىها درست در وقت خود، بیستونهم بهمن را پدید آوردند و خلق كردند؛ این خصوصیّات، خیلى مهم است. تبریز و آذربایجان این خصوصیّات را قبل از بیستونهم بهمن هم داشت و تا امروز هم دارد - حوادث بعدى هم این را نشان داده است - اینها را باید حفظ كرد. ایمان اسلامى، غیرت ایمانى، شجاعت، اهل اقدام بودن، پیشرو بودن، صفشكن بودن، كارهاى برجسته و نوآورى در راه اهداف والا انجام دادن، زمان را شناختن، موقعیّت را شناختن، و كار متناسب با موقعیّت را انجام دادن، یكى از بركات و آثار بیستونهم بهمن بود كه خصلتهاى برجستهى مردم تبریز و آذربایجان را در آیینهى تاریخ مجسّم كرد.
نكتهى دوّمى كه در بیستونهم بهمن هست، نشان دادن این حقیقت است كه پیوستگى بخشهاى مختلف كشور به یكدیگر، چقدر بابركت است. قم كجا، تبریز كجا؟ حادثهاى در قم اتّفاق افتاده است؛(۱) خب، آن كسانى كه این حادثه را بهوجود آوردند، خواستند نگذارند این حادثه زنده بماند، باید فراموش بشود؛ ناگهان از یك نقطهى دوردست از قم، یعنى از تبریز، مردم بهپا میخیزند و آن حادثهى قم را زنده نگه میدارند. اینجور نبود كه چهلم [حادثهى نوزدهم دى] را خود مردم قم بگیرند، تبریز گرفت. دستگاه جبّار و طاغوت، متوحّش شد، عكسالعمل ناشیانهاى در مقابل مردم تبریز انجام داد، عدّهاى شهید شدند. تبلیغاتى كه آن روز كردند، تبلیغات بسیار ناشیانه و غلطى بود؛ خواستند ماستمالى كنند. قضیّه گذشت، چهلم مردم تبریز را مردم یزد بهپاداشتند. ببینید، این پیوستگىِ بخشهاى مختلف كشور [است]؛ بعد این تسلسل راه افتاد. مبتكر شماها بودید در اقامهى اربعینهاى شهیدان انقلاب، بعد این جریان به راه افتاد؛ یزد و شیراز و بوشهر و بقیّهى نقاط كشور. این هم نكته و مسئلهى دوّم از مسائل بیستونهم بهمن.
نكتهى سوّم این است كه اگر آن روز به مردم قم در نوزدهم دى یا به مردم تبریز در بیستونهم بهمن میگفتند كه این حركت شما به یك انقلاب عظیمى منتهى میشود، كسى باور نمیكرد؛ امّا شد. این نشاندهندهى این است كه اگر ملّتى همّت كند، پا در صحنه بگذارد، عقبنشینى نكند، كوهها را میتواند جابهجا كند، معجزاتى میتواند بهوجود بیاورد، و این معجزه به وقوع پیوست. عزیزان من، جوانها! فكر كنید، مطالعه كنید بر روى حادثهى پدید آمدن انقلاب. شبیهترین حادثه به معجزات انبیا، این حادثهى پیروزى انقلاب بود. مگر در مخیّلهى كسى میگنجید ملّتِ یك كشور تحت سلطهى آمریكا، اسیرِ فرهنگ غربى، اقتصادِ بكلّى در مشت دشمنان قدرتمند بینالمللى، از لحاظ نظامى ضعیف، از لحاظ حیثیّت بینالمللى منزوى، بلند شوند علیه همهى نمادهاى قدرتِ پوشالىِ مادّى، و پرچم اسلام را بلند كنند در دنیاى مادّیگرى، در مقابل شرق و غرب - آمریكا و شوروى در صد مسئله با هم اختلاف داشتند، امّا در یك مسئله با هم اتّفاق داشتند، و آن یك مسئله عبارت بود از زدن انقلاب اسلامى - بایستد، پیروز بشود، موفّق بشود، آنها را به عقبنشینى وادار كند! چه كسى باور میكرد؟ امّا شد و این درس است. یكى از درسهاى بیستودوّم بهمن شما به خود شما، به ما، به همهى ملّت ایران، این است كه بدانید هیچ حادثهى بزرگى، هیچ مانع بزرگى، هیچ قدرت بزرگى وجود ندارد كه بتواند در مقابل ارادهى راسخ یك ملّت مقاومت كند. حرف زیاد است در مناقب بیستونهم بهمن و مناقب مردم آذربایجان و مردم تبریز. بعد از آن، تا امروز همان نفَس، همان روحیّه، همان احساس تكلیف و احساس مسئولیّت و تعهّد و انگیزه در مردم آذربایجان وجود داشته است و تبریزىها درخشیدهاند در حوادث گوناگون؛ و این درسها را باید حفظ كرد و باید بهیاد داشت.
عرض كردیم: اوّل، شناخت خصوصیّات و خصلتهاى بومى خود؛ دوّم، ارتباط و اتّصال بخشهاى گوناگون كشور با یكدیگر؛ كه این نكته، نكتهاى است كه دشمنان روى آن انگشت میگذارند. میخواهند اقوام ایرانى را كه همه برادروار، دستدردست هم در همهى حوادث با یكدیگر بودهاند، در مقابل یكدیگر قرار بدهند؛ این را همهى ملّت ایران بدانند. تُرك داریم، عرب داریم، فارس داریم، لُر داریم، بلوچ داریم، كُرد داریم، تُركمن داریم، انواع و اقسام اقوام در ایران پراكندهاند؛ یك خصوصیّت امروز بر همهى اینها حاكم است و آن، حاكمیّت ایران اسلامى است كه همهى اینها را زیر پرچم اسلام و مفاخر اسلامى و نام زیباى ایران جمع كرده؛ امروز تلاش میشود اینها را از هم جدا كنند. بدانند همه، هوشیار باشیم همه، كسانى نشستهاند دارند طرّاحى میكنند كه اقوام ایرانى را در مقابل هم قرار بدهند؛ پیام اتّحاد، همدلى، همدردى، همگامى بیستونهم بهمن از یادمان نرود؛ این، نكتهى دوّم. نكتهى سوّم هم معجزهى ارادهى ملّت.
برگردم حالا به مسئلهى بیستودوّم بهمن و مسئلهى انقلاب كه مسئلهى دیروز و امروز و همیشهى ما است. بیستودوّم بهمن هر سال شورانگیزتر از سال قبل، خود را نشان داده است. افرادى تحلیلهاى گوناگونى میكنند؛ این تحلیلها در واقع در یك خلأ انجام میگیرد [كه] مىنشینند با خودشان فكر میكنند؛ متن واقعیّت مردم حرف دیگرى میزند. كسانى كه مىنشینند با دقّت، با ملاحظهى سطوح خیابانها، بعضى با دوربینهاى مشخّص، جمعیّتها را اندازه میگیرند، گزارشهاى متعدّدى به ما دادند كه سال گذشته - سال ۹۱ - جمعیّت به میزان قابل توجّهى از سال قبل بیشتر بود؛ امسال همان افراد و همان كسانى كه این محاسبات دقیق یا نزدیك به دقیق را انجام میدهند، گزارش دادند كه امسال از سال گذشته هم جمعیّت متراكمتر بود. این حرف [كه] بر زبانها تكرار میشود، ممكن است كسى خیال كند كه لقلقهى لسان است كه "هر سال از سال قبل بهتر"؛ امّا نه، واقعیّت است. خب، این واقعیّت چه چیزى را به ما نشان میدهد؟ تشخیص این حقیر این است كه جشن سالگرد انقلاب هم مثل خود انقلاب یك پدیدهى بىنظیر است. یعنى چه؟ [یعنى] همچنانكه انقلاب ما به اعتراف حتّى دشمنان، در طول تاریخِ انقلابها نظیر نداشت از جهات مختلف، بزرگداشت سالگرد این انقلاب هم در هیچجاى دنیا نظیر ندارد. معمولاً سالگرد انقلابهاى كشورهاى گوناگون را كه ما در تلویزیون و در خبرها دیده بودیم، یك مراسم خشك رسمى - بعد از گذشت دو سال، سه سال، چهار سال - برگزار میشد. اینجا این مسئله نیست؛ ملّت جشن میگیرد؛ نه فقط در تهران، در همهى مراكز استان؛ نه فقط در مراكز استان، در همهى شهرستانهاى كشور؛ نه سال اوّل و دوّم و پنجم و دهم، سال سىوپنجم. این پدیدهى عجیبى نیست؟ ۳۵ سال از انقلاب گذشته است؛ آن كسانىكه سال اوّل انقلاب متولّد شدند، امروز مردان و زنانِ ۳۵ سالهاند - از دورهى جوانى هم تقریباً عبور كردهاند - درعینحال سالگرد انقلاب، همهسال با انگیزه، با احساس استقامت، با وفادارى نسبت به آرمانهاى انقلاب، با قدرت و شوكت تكرار میشود؛ این عجیب نیست؟ بگذارید رسانههاى دشمن در زبان، هر كار میخواهند بكنند بكنند، [امّا] اتاقهاى فكرشان میفهمند در اینجا چه خبر است. آنهایى كه نشستهاند و مطالعه میكنند، میفهمند كه با این ملّت، با این انقلاب، با این انگیزه، با این ایمان نمیشود مقابله كرد.
شعارهایى كه مردم میدهند، چهجور شعارهایى است؟ شعارهاى ایستادگى در خطّ مستقیم و صراط مستقیم انقلاب - همهجا همین است دیگر - در سراسر كشور، شعارها شعارهاى ایستادگى است؛ یعنى مردم با راهپیمایى بیستودوّم بهمن، این حقیقت را نشان میدهند كه خداى متعال به وعدهى خود عمل كرده است كه فرمود: اِن تَنصُروا اللهَ یَنصُركُم وَ یُثَبِّت اَقدامَكُم؛(۲) خداى متعال قدمهاى شما را ثابت میدارد؛ گامهاى شما را استوار میدارد؛ نمیگذارد شما مجبور به عقبنشینى بشوید. اینوعدهى الهى است؛ این وعدهى الهى در مورد ملّت ایران تحقّق پیدا كرده است؛ دین خدا را نصرت كردید، خداى متعال ثبات قدم به شما داد. این جشن ۳۵ سالگىِ امسال، ثبات قدم را میگوید.
خب، پیام این جشن چیست؟ نگاه كنید به شعارهاى مردم، پیام را از شعارهاى مردم باید گرفت. آنطورى كه بنده نگاه میكنم، دو پیام در این راهپیمایىهاى بیستودوّم بهمن وجود داشته است: یكى پیام استقامت، یكى پیام وحدت. استقامت یعنى چه؟ یعنى ملّت ایران بر روى آرمانهاى انقلاب ایستادگى دارند. ما آرمانهاى ایجابى هم داشتیم، آرمانهاى سلبى هم داشتیم؛ آرمانهاى ایجابى ما عبارت بوده است از اینكه: ما دنبال عدالت اجتماعى هستیم؛ ما دنبال حضور مردمى در حوادث گوناگون كشور هستیم؛ ما دنبال اسلام هستیم؛ ما سعادت كشور را در عمل به تعالیم اسلامى میدانیم؛ ما دنبال اقتصاد مستقل هستیم؛ دنبال فرهنگ غیر وابستهى به بیگانگان و فرهنگ اصیل اسلامى و ایرانى خودمان هستیم؛ ما دنبال پناه دادن به مظلوم و مقابلهى با ظالم هستیم؛ ما دنبال پیشرفت كشور هستیم؛ ما دنبال برجستگى علمى كشور هستیم؛ میخواهیم كشورمان در علم، در اقتصاد، در فرهنگ، در امور اجتماعى، در اخلاق، در معنویّت، پیشرو و پیشقدم باشد؛ پیامهاى مثبت ایجابىِ انقلاب ما اینها است. یك پیامهاى سلبى هم انقلاب داشت؛ پیام سلبى انقلاب این است كه: ما تسلیم زورگویى نمیشویم، تسلیم باجخواهى نمیشویم، تسلیم نظام سلطه نمیشویم.





نوشته شده در تاریخ شنبه 3 اسفند 1392 توسط صبورا .
طبقه بندی: صدای سخن عشق (بیانات، پیام ها و ...) 


پونیشا :: نیروی کار مجازی