تبلیغات
عشق یعنی ...

                    عشق یعنی ...

به نام خدای عاشقی ها

عشق یعنی لافتی الا علی
عشق یعنی رهبرم سید علی



دل را ز بی خودی سر از خود رمیدن است
جان را هوای از قفس تن پریدن است

از بیم مرگ نیست که سر داده ام فغان
بانگ جرس به شوق به منزل رسیدن است

دستم نمی رسد که دل از سینه برکنم
باری علاج شوق گریبان دریدن است

شامم سیه تر است زگیسوی سرکشت
خورشید من برآی که وقت دمیدن است

بوی تو ای خلاصه گلزار زندگی
مرغ نگه در آرزوی پرکشیدن است .

بگرفت آب و رنگ زفیض حضور تو
هر گل در این چمن که سزاوار دیدن است

با اهل درد شرح غم خود نمی کنم
تقدیر غصه دل من ناشنیدن است

آن را که لب به دام هرس گشت آشنا
روزی « امین » سزا لب حسرت گزیدن است

 ------------------------


ز تلخ کامی دوران نشد دلم فارغ
زجام عشق لبی تر نکرد جان بی تو

چون آسمان مه آلوده‌ام زتنگ دلی
پر است سینه‌ام ز اندوه گران بی تو

نسیم صبح نمی‌آورد ترانه شوق
سر بهار ندارند بلبلان بی تو

لب از حکایت شب‌های تار می‌بندم
اگر امان دهدم چشم خون‌فشان بی تو

چون شمع کشته ندارم شراره‌‌ای به زبان
نمی‌زند سخنم آتشی به جان بی تو

بی دلی و خموشی چون نقش تصویرم
نمی‌گشایدم از بی خودی زبان بی تو

عقیق سرد به زیر زبان تشنه نهم
چو یادم آید از آن شکرین دهان بی تو

گزارش غم دل را مگر کنم چو امین

 





نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 15 تیر 1391 توسط صبورا .
طبقه بندی: تماشاگه راز (عکس،کلیپ،خاطرات و ...) آن یار سفر کرده (انتظار) 



امام خامنه ای و انتظار

 

مقام معظم رهبری(مدظله العالی) می فرمایند:
البته اعتقاد به ظهور مهدى در دورانى از تاریخ ، مخصوص شیعه نیست؛ همه‏ى مسلمانان، اعم از شیعه و سنى به این معنا معتقدند؛ بلكه غیرمسلمانان هم به یك صورت معتقدند . منتها امتیاز شیعه در این است كه این شخصیت نجات‏بخش بشریت را با نام و نشان و خصوصیات مى‏شناسد و معتقد است او همواره براى دریافت دستور الهى ، حاضر و آماده است. هر وقت پروردگار عالم به او دستور دهد، او آماده‏ى شروع آن كار عظیمى است كه بناست بشریت و تاریخ را متحول كند. (1).

 

مهدى موعود (عج) ، نقطه ‏ى توجه عشق شیعه

كسانى كه این قضایا(خصوصیات مهدى موعود) را با خبرهاى صادق و موثق نقل كرده‏اند، همه‏ى این‏ها براى ما روشن است. لذا ما مى‏دانیم كه عشق ما، دل ما و ایمان ما متوجه و متعلق به كیست. (2)

 

معرفت شیعى به امام عصر (عج) ، احیاى رابطه‏ ى عمیق معنوى

فرقى كه ما شیعیان با دیگران و بقیه‏ى فرق اسلامى و غیراسلامى داریم، این است كه ما این شخص عظیم و عزیز را مى‏شناسیم ، اسمش را مى‏دانیم، تاریخ ولادتش را مى‏دانیم، پدر و مادر و آباء و اجداد عزیزش را مى‏شناسیم و قضایایش را مى‏دانیم ؛ ولى دیگران این‏ها را نمى‏دانند. آن‏ها عقیده پیدا نكردند یا باخبر نشدند و نمى‏دانند؛ ولى ما مى‏دانیم. تفاوت این جاست. به همین دلیل است كه توسلات شیعه ، زنده‏تر و پرشورتر و بامعناتر و باجهت‏ تر است. (3)

 

برترى شناخت شیعه به بركت روایات

همه‏ى مسلمانان حقیقت مهدى موعود را از طریق روایات خدشه ناپذیرى كه از نبى اكرم (صلى الله علیه و آله) و اولیاى دین رسیده است، قبول دارند، اما این حقیقت در هیچ جاى جهان اسلام مثل محیط زندگى ملت عزیز ما و شیعیان این برجستگى و این چهره‏ى درخشان و این روح پرتپش و پرامید را ندارد، این به خاطر آن است كه ما به بركت روایات متواتره‏ى خودمان شخص مهدى موعود را با خصوصیاتش مى‏شناسیم. (4)

 

فضاى ملت ایران، فضاى امام زمان (عج)

ملت ایران، امروز این امتیاز بزرگ را دارد كه فضاى كشور، فضاى امام زمان است. نه فقط شیعه در همه‏ى عالم ، بلكه همه‏ى مسلمانان در انتظار مهدى موعودند. (5)

 


پی نوشت ها :

1.        در دیدار اقشار مختلف مردم، 30/7/81

2.        در دیدار قشرهاى مختلف مردم، 14/9/77

3.        در دیدار اقشار مختلف مردم، 17/10/74

4.        در اجتماع بزرگ مردم قم در سالروز میلاد حضرت مهدى (عج) ، 30/11/70

5.        سخنرانى جشن بزرگ منتظران ظهور، 3/9/78

 

به نقل از: شناخت رهبری





نوشته شده در تاریخ جمعه 17 تیر 1390 توسط صبورا .
طبقه بندی: آن یار سفر کرده (انتظار) اندر کوی جانان (جملات قصار امام خمینی و امام خامنه ای) 



 

ما منتظریم از سفر، برگردی
یکروز شبیه رهگذر برگردی


با کاسه ی آب و مجمری از اسپند
ما آمده ایم پشت در، برگردی


وقتی سر شب که رفتنت را دیدیم
گفتیم نمی شود سحر، برگردی؟؟


ما منتظر تو ایم آقا، نکند
یک جمعه غروب بی خبر برگردی


من گوشه نشین کوچه ی برگشتــم
ای کاش که از همین گذر برگردی


پرواز نمی کنیم از اینجا، باید
در فصل نبود بال و پر برگردی


وقتش نرسیده است ای مرد ظهور
با سیصدوسیزده نفر، برگردی؟





نوشته شده در تاریخ جمعه 9 اردیبهشت 1390 توسط صبورا .
طبقه بندی: آن یار سفر کرده (انتظار) 



 

 

امروز آقا بی تو جور دیگری بود

حتی نگاه یاسها،نیلوفری بود

خورشید مثل پنج شنبه پا نمی شد

انگار بین رختخوابش بستری بود

برشانه های شمع ها در اول صبح

تابوت یک پروانه ی خاکستری بود

وضعیت آب و هوا مثل همیشه

مثل هوای جمعه ی پشت سری بود

در چشمهایم التماس آخرینم

مارابه سمت"چشمهایت می بری"بود





نوشته شده در تاریخ جمعه 2 اردیبهشت 1390 توسط صبورا .
طبقه بندی: آن یار سفر کرده (انتظار) 



 

این هفته هم گذشت تو اما نیامدی

خورشید خانواده ی زهرا نیامدی

از جاده ی همیشه ی چشم انتظارها

ای آخرین مسافردنیا نیامدی

صبحی کنار جاده تو را منتظر شدیم

"آمد غروب،رفت وتوآقا نیامدی"

امروزمان که رفت چه خاکی به سر کنیم؟

آقای من ! اگر زد وفردا نیامدی

غیبت بهانه ای است که پاکیزه تر شویم

تا روبرویمان نشدی ، تا نیامدی





نوشته شده در تاریخ جمعه 26 فروردین 1390 توسط صبورا .
طبقه بندی: آن یار سفر کرده (انتظار) 



 

                       زمین هم دیگر طاقت این همه ظلم ندارد

                                           مهدی جان!

                                                بیا

زلزله ژاپن





نوشته شده در تاریخ یکشنبه 22 اسفند 1389 توسط صبورا .
طبقه بندی: آن یار سفر کرده (انتظار) متفرقه 



 

قطعه‌ی گمشـده ای از پر پـــرواز کـم است
یــــــازده بار شمردیــــم ولی بـاز کـم است
این همه آب که جاریست نه اقیانوس است
عرق شرم زمین است،که سـرباز کم است





نوشته شده در تاریخ جمعه 13 اسفند 1389 توسط صبورا .
طبقه بندی: آن یار سفر کرده (انتظار) 



 

طلوع میكند آن آفتاب پنهانی
ز سمت مشرق جغرافیای عرفانی

دوباره پلك دلم میپرد نشانه چیست
شنیدهام كه میآید كسی به مهمانی

كسی كه سبزتر از هزار بار بهار
كسی شگفت كسی آن چنان كه میدانی

 

قیصر امین پور





نوشته شده در تاریخ جمعه 6 اسفند 1389 توسط صبورا .
طبقه بندی: آن یار سفر کرده (انتظار) 




با چشم شهرآشوب خود ما را زلیخا می كنی


یعقوب چشمان مرا تنها تو بینا می كنی


دیگر نمی داند كسی فرق ترنج و دست را


یوسف! تمام شهر را داری زلیخا می كنی


دروازه های نور را بستند و ما و تیرگی


كی می رسی و ناگهان دروازه را وا می كنی؟


باغ زمستان دیده ام با شاخه هایی یخ زده


كی تو بهار ناگهان! ما را شكوفا می كنی؟


آه ای قیام قامتت آشوب روز واپسین!


چه محشری با قامتت یك شب تو برپا می كنی؟


فردای من امروز شد، امروز من دیروز شد


تا كی بگو ای نازنین امروز و فردا می كنی؟


بی تو گذشت این جمعه هم ای صاحب عصر و زمان


عصر كدامین جمعه را صبح تماشا می كنی؟


احمد چگینی





نوشته شده در تاریخ جمعه 8 مرداد 1389 توسط صبورا .
طبقه بندی: آن یار سفر کرده (انتظار) 



 

 

بررسی زندگی انسان در روی زمین، حاكی است كه وی در هر عصری، گامی به سوی تكامل برداشته و هر یك از تمدن‌های گوناگون با نوآوری‌های خاصی در جهت تكامل مادی او بوده‌است. در این میان، نقش انبیاء در تعدیل این تكامل و همراه‌سازی تمدن مادی با معنوی بسیار موثر بوده، هر چند عوامل تعصب و جهل و نادانی، مانع از آن شده كه میان دو تكامل مادی و معنوی تعادل دقیق برقرار شود. بر این اساس، باید در انتظار روزی باشیم كه این تعادل به حد كمال برسد و بشر به جای تكامل یك بعدی، تكامل همه‌جانبه پیدا كند.



ادامه مطلب

نوشته شده در تاریخ سه شنبه 5 مرداد 1389 توسط صبورا .
طبقه بندی: آن یار سفر کرده (انتظار) 


پونیشا :: نیروی کار مجازی